السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
448
تفسير الميزان ( فارسي )
تقديرش « الحر و البرد - گرما و سرما » است . اين وجه هم درست نيست ، براى اينكه قبول نداريم كه آن جناب موظف به تذكره بوده ، چه در مواردى كه نافع باشد و چه آنجا كه نباشد . بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : شرط ( اگر سودمند باشد ) را براى اين آورده كه اشاره كند به اينكه نافع واقع شدن تذكر در دل نامبردگان ، امر بعيدى است ، و اين يك پيشگويى است در مورد آنان ، گويا فرموده تو وظيفه خودت را انجام بده ، كه اجرت را مىبرى ، هر چند كه بعيد است در آنان مؤثر افتد . اين وجه هم درست نيست ، به دليل اينكه دنبال آيه بلافاصله مىفرمايد : * ( « سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى » ) * و با اينكه خودش مىفرمايد افراد بيمناك از آخرت به زودى متذكر مىشوند ، چگونه ممكن است بفرمايد : تذكر بده هر چند بعيد است كه مفيد واقع شود ؟ ! * ( « سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى » ) * يعنى به زودى افرادى كه در قلب چيزى از خشيت خدا و ترس از عقاب او دارند بوسيله قرآن متذكر شده ، اندرز مىگيرند . « يَتَجَنَّبُهَا الأَشْقَى » ضمير « هاء » به كلمه « ذكرى » بر مىگردد ، و منظور از كلمه « اشقى » به قرينه مقابله اش با جمله « من يخشى » كسى است كه در دل هيچ دلواپسى و خشيتى از عذاب خدا نداشته باشد ، و اما فعل « يتجنب » از مصدر تجنب است كه به معناى دور شدن از چيزى است . و معناى آيه اين است كه : به زودى همانطور كه « من يخشى » از تذكره تو متذكر مىشود « اشقى » هم كه از خدا نمىترسد از تذكره تو دور مىگردد . * ( « الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى » ) * از ظاهر آيه بر مىآيد كه مراد از « آتش كبرى » آتش دوزخ باشد ، كه معلوم است در مقايسه با آتش دنيا آتشى است بزرگتر و سوزنده تر . ولى بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از آن ، پايينترين دركات دوزخ است كه عذابش از هر جاى ديگر دوزخ سختتر است .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 108 . ( 2 ) تفسير قرطبى ، ج 20 ، ص 21 .