السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
446
تفسير الميزان ( فارسي )
علاوه بر اين اگر اينطور كه گفتيم تعبير آورده بود نوعى تحصيل حاصل مرتكب شده بود ، براى اينكه معنايش چنين مىشد : « ما آسان را براى تو آسان مىكنيم » ، آن وقت اشكال تحصيل حاصل و اينكه آسان كردن آسان معنا ندارد ، جوابى نداشت . پس مراد از آسان كردن ، آسان كردن خود رسول خدا ( ص ) است ، و منظور اين است كه فطرت آن جناب را آن چنان صاف كند ، كه جز طريقه آسان را انتخاب نكند ، طريقه اى را كه همان طريقه فطرت است از ساير طرق تشخيص دهد ، پس آيه شريفه در معناى آيه زير است كه از موسى حكايت مىكند كه گفت « حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّه إِلَّا الْحَقَّ » « 1 » . * ( « فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى » ) * اين آيه شريفه به دليل اينكه حرف « فاء » بر سرش آمده ، نتيجه گيرى از مطالب قبل است كه رسول خدا ( ص ) را دستور مىداد تا نام پروردگارش را منزه بدارد ، و وعده اش مىداد كه وحى را آن قدر اقراء كند كه به هيچ وجه فراموشش نكند ، و فطرتش را آن قدر صاف كند كه طريقه سهل را از ميان همه طريقه ها تشخيص دهد ، و همه اينها از شرايط ضرورى يك دعوت دينى است ، و دعوت دينى بدون آنها به ثمر نمىرسد و مؤثر واقع نمىشود . و معناى آيه مورد بحث با در نظر داشتن اين مطالب چنين مىشود : حال كه همه وسايل امتثال امر خود را برايت فراهم نموديم و تو را اقراء كرديم تا فراموش نكنى ، و تشخيص طريقه سهل را برايت فراهم ساختيم ، پس تو هم هر جا كه ديدى تذكر ثمربخش است تذكر بده . در اين جمله امر به تذكره را مشروط كرده به موردى كه تشخيص دهد ، تذكره سودمند است ، و اين شرطى است بر اساس حقيقت ، چون وقتى تشخيص دهد تذكره سودى ندارد كار لغوى ( نظير ايجاد قنات با آب دستى ) مىشود ، و خداى تعالى أجل از آن است كه رسول گرامى خود را امر كند به اينكه كار بيهوده كند ، پس تذكره در موردى بايد استعمال شود كه در خود طرف زمينه اى براى تذكر باشد كه در اين مورد تذكره در نوبت اول دل او را متمايل به حق مىسازد و قهرا تذكره نافع واقع مىشود ، و همچنين در نوبتهاى بعدى هم تمايل او را بيشتر مىسازد ، هم چنان كه فرمود : * ( « سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى » ) * و در موردى كه طرف هيچ زمينه اى براى نرم شدن دل ندارد ، نوبت اول حجت را بر او تمام مىكند ، اين نيز نافع است ، چون
--> ( 1 ) سزاوار است بر اينكه به خدا نسبت ندهم مگر حق را . سوره اعراف ، آيه 105 .