السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
445
تفسير الميزان ( فارسي )
اين است كه ما به زودى خاطرت را در تلقى وحى و حفظ آن آسوده مىكنيم ، به علت اينكه ما هم به ظاهر اشيا آگهى داريم ، و هم به باطن آنها ، در مورد تو نيز هم از ظاهر حالت خبر داريم و هم از باطنت ، و مىدانيم كه در دل چقدر اهتمام به امر وحى دارى ، و تا چه حد بر اطاعت پروردگارت در آنچه دستورت مىدهد حريصى . و در جمله * ( « إِلَّا ما شاءَ اللَّه إِنَّه يَعْلَمُ . . . » ) * التفاتى از تكلم مع الغير « ما به زودى چنين و چنان مىكنيم » به غيبت ( مگر آنچه خدا بخواهد ) ، به كار رفته ، و نكته آن اشاره به حجت و دليل استثنا است ، مىفهماند كه اگر گفتيم ما كه به پيامبر ( ص ) علم و حفظ قرآن را افاضه مىكنيم ، قدرت بر خلاف آن را از خود سلب نمىكنيم ، علتش اين است كه خداى تعالى مستجمع جميع صفات كمال است ، كه يكى از آنها قدرت مطلقه است ، و عين اين علت در جمله « انه يعلم » نيز جريان دارد ، يعنى اگر در آن هم التفات به كار رفته براى اشاره به علت مذكور است . * ( « وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى » ) * كلمه « يسرى » مؤنث « ايسر » است ، و مصدر « تيسير » كه فعل « نيسر » از آن مشتق شده به معناى آسان كردن است ، و در اين جمله كلمه « يسرى » صفتى است كه در جاى موصوف محذوف خود نشسته ، تقدير كلام « و نيسرك للطريقة اليسرى » است ، مىفرمايد ما تو را آن چنان رهنمون مىشويم كه همواره براى دعوت و تبليغ زبانى و عمليت آسانترين طرق را اتخاذ كنى ، عده اى را هدايت كنى ، و عده اى ديگر را اتمام حجت نمايى ، و در برابر آزارشان صبر كنى . مقتضاى ظاهر كلام اين بود كه بفرمايد : « و نيسر لك اليسرى » طريقه آسان را براى تو فراهم مىكنيم ، هم چنان كه موسى ( ع ) در دعايش گفت : « وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي » « 1 » ، نه اينكه بفرمايد تو را براى يسرى آسان مىكنيم ، حال بايد ديد چرا اينطور تعبير كرد ؟ در جواب مىگوييم : در آيه شريفه سخن از اين معنا رفته كه نفس شريف پيامبر ( ص ) را مجهز به الهامهايى مىكند كه بتواند وظيفه رسالت خود را به آسانى و به بهترين طريق انجام دهد ، اگر فرموده بود : « و نيسر لك اليسرى » نفس شريف رسول خدا ( ص ) را در اين موهبت هيچكاره معرفى كرده بود ، و با دگرگون كردن تعبير فهمانده كه كارى مىكنيم كه خود تو بهترين طريقه را انتخاب كنى .
--> ( 1 ) امر مرا براى من آسان كن . سوره طه ، آيه 26 .