السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

43

تفسير الميزان ( فارسي )

انداخته نمىشود ، مطلق اجل حتمى است ، حال چه اجل مسمى باشد ، و چه غير مسمى . خلاصه هر دو قسم اجل را شامل مىشود ، پس هيچ عاملى نمىتواند قضاى خدا را رد كند و حكم او را عقب اندازد . و معناى آيه اين است كه اگر داراى عبادت و تقوا و اطاعت شويد خداى تعالى اجل غير مسماى شما را تا اجل مسمى تاخير مىاندازد ، براى اينكه اگر چنين نكنيد و اجل شما برسد ، ديگر تاخير انداخته نمىشود ، چون اجل خدا وقتى مىرسد ديگر تاخير انداخته نمىشود ، در نتيجه در اين كلام علاوه بر اينكه وعده به تاخير اجل مسمى در صورت ايمان داده شده ، تهديدى هم شده به اينكه اگر ايمان نياورند عذابى عاجل به سر وقتشان خواهد آمد . از آنچه گذشت نادرستى تفسير زير روشن گرديد ، كه بعضى « 1 » گفته‌اند : مراد از اجل اللَّه اجل غير مسمى است . و همچنين از اين ضعيفتر سخن كسى « 2 » است كه آن را به اجل مسمى تفسير كرده . چون گفتيم منظور از آن مطلق اجل است . بعضى « 3 » هم گفته‌اند : مراد از اجل اللَّه روز قيامت است ، و ظاهرا اين مفسر خواسته اجل مسمى را نيز به روز قيامت تفسير كند ، آن وقت معناى آيه مثل اين مىشود كه بگوييم : اگر ايمان نياوريد ، خداى تعالى در عذاب دنيايى شما تعجيل نموده آن را فرا مىرساند ، و اگر ايمان بياوريد سزاى شما را تا روز قيامت تاخير مىاندازد ، روزى كه وقتى موعدش فرا رسد ديگر تاخير انداخته نمىشود . ليكن خواننده عزيز توجه دارد به اينكه اين نظريه با بشارتى كه جمله * ( « يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ » ) * متضمن آن است نمىسازد . و جمله * ( « لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ) * مربوط به اول كلام است ، و معنايش اين است كه : « لو كنتم تعلمون ان للَّه أجلين ، و ان أجله اذا جاء لا يؤخر استجبتم دعوتى و عبدتم اللَّه و اتقيتموه و اطعتمونى - اگر علم مىداشتيد به اينكه خدا دو اجل دارد ، و اجل او وقتى فرا برسد تاخير انداخته نمىشود ، آن وقت دعوت مرا اجابت مىكرديد ، يعنى خدا را مىپرستيديد و از او پروا مىداشتيد و مرا اطاعت مىكرديد » . بنا بر اين مفعول جمله « تعلمون » حذف شده ، چون سابقه كلام به آن دلالت مىكرده . بعضى « 4 » از مفسرين گفته‌اند : جمله « تعلمون » نازل به منزله فعل لازم ، و جواب « لو »

--> ( 1 و 2 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 615 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 71 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 360 .