السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

419

تفسير الميزان ( فارسي )

زقوم و غسلين و مقامع دارند « 1 » . * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ » ) * اين آيه وعده جميلى است به مؤمنين كه مايه دلگرمى آنان است ، هم چنان كه آيه قبلى وعيد و تهديدى بود به كفارى كه مؤمنين را شكنجه مىدادند . * ( « إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ » ) * اين آيه تا تمام هفت آيه ، تاكيد و تحقيق وعده و وعيد سابق الذكر است ، و كلمه « بطش » - بطورى كه راغب « 2 » گفته - به معناى گرفتن چيزى با خشم و صولت است . و اگر كلمه « بطش » را اضافه كرد به كلمه « رب » ، و آن را هم اضافه كرد به كاف خطاب و فرمود : « بطش ربك » براى دلگرمى به تاييد و نصرت پروردگارش بود ، و اشاره بود به اينكه جباران اين امت نيز سهمى از تهديد و وعيد قبلى دارند . * ( « إِنَّه هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ » ) * مقابله انداختن بين پديد آورنده و برگشت دهنده ، قرينه است بر اينكه منظور از كلمه « ابداء » همان واژه بدء است ، كه به معناى افتتاح و آغاز كردن چيزى است ، چون از عرب شنيده نشده كلمه « ابداء » را استعمال كنند ، تا در نتيجه مضارع آن « يبدء » - به ضمه ياء - باشد و ليكن در قرائت چنين آمده ، و در بعضى قرائتهاى متروك به جاى « يبدء » « يبدء » - به فتحه يا و فتحه دال - آمده . و به هر حال آيه شريفه شدت بطش خداى تعالى را تعليل مىكند ، به اين بيان كه خداى تعالى مبدء و پديد آورنده است ، و معلوم است كه هر چه را بخواهد ايجاد مىكند ، بدون اينكه از چيزى و يا كسى غير از خودش كمك بگيرد ، و او است كه هر چيزى را به عين آن وضعى كه قبل از فوت داشت برمىگرداند ، پس خداى تعالى از هيچ امرى كه اراده اش را كرده باشد جلوگير ندارد ، و هيچ چيزى كه فوت شده و از بين رفته براى او فوت شده نيست ، و وقتى مطلب بدين قرار باشد ، پس او قادر است بر اينكه بر بنده اى كه از حد خود تجاوز كرده عذابى را تحميل كند كه خارج از حد و طاقت او باشد ، و نيز مىتواند او را هم چنان زنده نگه دارد تا عذاب را بچشد ، هم چنان كه فرمود :

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 468 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « بطش » .