السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

407

تفسير الميزان ( فارسي )

كرانه افق در هنگام غروب خورشيد پيدا مىشود . * ( « وَاللَّيْلِ وَما وَسَقَ » ) * كلمه « وسق » فعل ماضى است ، و معناى جمع شدن چند چيز متفرق را مىدهد ، مىفرمايد به شب سوگند ، كه آنچه در روز متفرق شده جمع مىكند ، انسانها و حيوانها كه هر يك به طرفى رفته‌اند ، در هنگام شب دور هم جمع مىشوند . بعضى « 1 » هم كلمه « وسق » را به معناى طرد گرفته ، آيه را چنين معنا كرده‌اند : « به شب سوگند كه ستارگان را از خفاء به ظهور مىاندازد » . * ( « وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ » ) * يعنى به قمر سوگند ، وقتى كه نورش جمع مىشود ، نور همه اطرافش بهم منضم مىشود ، و به صورت ماه شب چهارده درمىآيد . * ( « لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ » ) * اين آيه جواب همه سوگندهاى قبلى است ، و خطاب در آن به مردم است ، و كلمه « طبق » به معناى چيزى و يا حالى است كه مطابق چيز ديگر و يا حال ديگر باشد ، چه اينكه يكى بالاى ديگرى قرار بگيرد و چه نگيرد ، ( بلكه پهلوى هم باشند ) و به هر حال منظور مراحل زندگى است كه انسان آن را در تلاشش به سوى پروردگارش طى مىكند ، مرحله زندگى دنيا و سپس مرحله مرگ و آن گاه مرحله حيات برزخى ، ( و سپس مرگ در برزخ و هنگام دميدن صور ) و در آخر انتقال به زندگى آخرت و حساب و جزا . و اين سوگندها هم تاكيد مضمون * ( « يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ . . . » ) * و آيات بعد است كه خبر از بعث مىدهد ، و هم زمينه چينى است براى آيه * ( « فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » ) * كه از در تعجب و به منظور توبيخ مىفرمايد : « پس چه مىشود ايشان را كه ايمان نمىآورند ؟ » و هم براى آيه * ( « فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ . . . » ) * كه مشتمل است بر تهديد و بشارت . و در اين آيه اشاره اى است به اينكه مراحلى كه انسان در مسيرش به سوى پروردگارش طى مىكند ، مراحلى مترتب و با يكديگر متطابق است . * ( « فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ وَإِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ » ) * گفتيم : اين استفهام براى برانگيختن تعجب شنونده از ايمان نياوردن كفار و توبيخ خود كفار است ، و به همين جهت مناسب بود كه از خطاب آيه قبل « تركبن » به غيب « فما

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 461 .