السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
400
تفسير الميزان ( فارسي )
نامه عملش به حسابش برسد ، و در اين آيات اين مطالب را تاكيد مىكند ، و آيات مربوط به تهديدش از آيات بشارتش بيشتر است ، و سياق آيات آن شهادت مىدهد كه اين سوره در مكه نازل شده . * ( « إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ » ) * جمله اى است شرطيه كه جزايش حذف شده ، كه با بودن جمله * ( « يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه » ) * احتياجى به ذكر آن نبود ، و تقدير آن : « اذا السماء انشقت لاقى الانسان ربه فيحاسبه و يجازيه على ما عمل - وقتى آسمان شكافته شد انسان پروردگارش را ملاقات مىكند ، و پروردگارش طبق اعمالى كه كرده به حساب و جزاى او مىپردازد » مىباشد . و « انشقاق آسمان » به معناى از هم گسيختن و متلاشى شدن آن است و اين خود يكى از مقدمات قيامت است ، و همچنين « مد أرض » كه در آيه سوم آمده و همچنين ساير علامتهايى كه ذكر شده ، چه در اين سوره و چه در ساير كلمات قرآن از قبيل تكوير شمس ، اجتماع شمس و قمر ، فرو ريختن كواكب ، و امثال آن . * ( « وَأَذِنَتْ لِرَبِّها وَحُقَّتْ » ) * ممكن است بپرسى « اذن دادن آسمان به خدا » چه معنا دارد ؟ در پاسخ مىگوييم كلمه « اذن » در اصل لغت به معناى اجازه دادن نيست ، بلكه به معناى گوش دادن است ، و گوش دادن را هم كه « اذن » ناميدهاند تعبيرى است مجازى از انقياد و اطاعت ، و كلمه « حقت » به معناى آن است كه آسمان در شنيدن و اطاعت فرمانهاى خدا حقيق و سزاوار مىشود . و معناى آيه اين است كه آسمان مطيع و منقاد پروردگارش گشته ، حقيق و سزاوار شنيدن و اطاعت فرامين پروردگارش مىگردد . * ( « وَإِذَا الأَرْضُ مُدَّتْ » ) * ظاهرا منظور از كشيده شدن زمين گشاد شدن آن است ، هم چنان كه در جاى ديگر فرمود : « يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ » « 1 » . * ( « وَأَلْقَتْ ما فِيها وَتَخَلَّتْ » ) * يعنى زمين آنچه از مردگان در جوف دارد بيرون مىاندازد ، و خود را از آنچه دارد تهى مىسازد . بعضى « 2 » گفتهاند : مراد بيرون انداختن مرده ها و گنجها است كما اينكه خداوند فرموده : « وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقالَها » .
--> ( 1 ) روزى كه زمين به زمينى ديگر مبدل مىشود . سوره ابراهيم ، آيه 48 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 460 .