السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
387
تفسير الميزان ( فارسي )
سخنى كه بتوان در تفسير اين سه آيه گفت همان سخنانى است كه در باره سه آيه گذشته كه در مقابل اين سه آيه بود و مىفرمود : * ( « إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ وَما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ كِتابٌ مَرْقُومٌ » ) * گفتيم . پس معناى آن ، اين است كه : آنچه براى ابرار مقدر شده ، و قضايش رانده شده ، تا جزاى نيكوكاريهاى آنان باشد ، در عليين قرار دارد ، و تو اى پيامبر ! نمىدانى عليين چيست ، امرى است نوشته شده ، و قضايى است حتمى و مشخص و بدون ابهام . مفسرين در اين آيات سخنانى دارند ، هم چنان كه در آيات قبل داشتند ، چيزى كه هست در اين آيه در خصوص كلمه « عليين » اين را هم گفتهاند « 1 » كه : معنايش آسمان هفتم است ، كه در تحت عرش قرار دارد ، و منزلگاه ارواح مؤمنين است . و نيز گفتهاند : « 2 » عليين همان سدرة المنتهى است ، كه اعمال بدانجا منتهى مىشود . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : لوحى است از زبرجد آويزان ، در تحت عرش كه اعمال بندگان در آن نوشته شده . بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : مراتب عاليه اى است كه محفوف به جلالت است . اشكالى كه به اين سخنان وارد است همان اشكالى است كه در باره اقوال وارده در خصوص آيات گذشته كرديم و گفتيم كه هيچ دليلى بر هيچ يك از اين اقوال نيست . * ( « يَشْهَدُه الْمُقَرَّبُونَ » ) * مناسبتر با معنايى كه براى آيات قبل كرديم اين است كه بگوييم : « شهادت » در اين جمله به معناى معاينه و به چشم خود ديدن است ، و « مقربين » ، قومى از اهل بهشتند كه درجه شان از درجه عموم ابرار به بيانى كه در تفسير آيه « عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ » خواهد آمد بالاتر است ، پس مراد اين است كه مقربين ، عليين را با ارائه خداى تعالى مىبينند ، و خداى عز و جل نظير اين مشاهده را در باره دوزخ آورده و فرموده « كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ » « 5 » ، و از اين آيه استفاده مىشود كه مقربين همان اهل يقينند . بعضى « 6 » از مفسرين گفتهاند : شهادت به معناى حضور است ، و مقربين ، ملائكهاند ، و مراد اين است كه ملائكه حاضر برنامه اعمال ايشان هستند ، هنگامى كه آن را به سوى خداى تعالى بالا مىبرند .
--> ( 1 و 2 و 3 و 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 455 . ( 5 ) حاشا كه اگر داراى علم اليقين بوديد ، دوزخ را به چشم خود مىديديد . سوره تكاثر ، آيه 6 . ( 6 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 455 .