السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

384

تفسير الميزان ( فارسي )

آمده . و يا گفته‌اند « 1 » : جمله * ( « وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ » ) * متصل است به جمله * ( « يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ » ) * ، و سه آيه ديگر كه بين اين دو آيه واقع شده جمله معترضه است . و خواننده عزيز اگر در اين سخنان دقت كند خواهد ديد كه بسيارى از آنها صرف تحكم و بى دليل حرف زدن است . علاوه بر اين ، اين سخنان سياق واحد و متصل آيات مربوط به هم را پاره مىكند ، چون گفتيم اين چند آيه در مقابل چهار آيه آينده است كه كتاب ابرار را توصيف مىكنند ، و سياقى واحد و متصل دارند ، پس ديگر حاجت به آن نيست كه متعرض تك تك آن اقوال و مناقشه در آنها شويم . * ( « الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ » ) * اين آيه ، كلمه « مكذبين » در آيه قبل را تفسير مىكند ، و مؤيد اين نظريه ، آيات بعدى است ، و ظاهر آن اين است كه مراد از تكذيب ، تكذيب قولى و به زبان صريح است ، در نتيجه آيه شريفه و مذمت آن فقط شامل كفار مىشود ، و فاسقان از اهل ايمان را شامل نمىشود ، پس بايد بگوييم منظور از مطففين هم همه كمفروشان نيست ، بلكه مراد كفار كمفروش است . مگر اينكه بگوييم منظور از تكذيب ، اعم از تكذيب زبانى است كه تكذيب عملى را هم شامل مىشود ، و چه بسا آيه قبل هم كه مىفرمود : * ( « أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ » ) * اين نظريه را تاييد كند . * ( « وَما يُكَذِّبُ بِه إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ » ) * . كلمه « معتد » اسم فاعل از مصدر « اعتداء » است ، كه معناى تجاوز را مىدهد ، و مراد در اينجا تجاوز از حدود عبوديت است ، و كلمه « اثيم » به معناى كسى است كه گناهان بسيار داشته باشد ، به طورى كه گناهانش روى هم انباشته شده ، و به كلى در شهوات غرق شده باشد . و معلوم است كه يگانه مانعى كه انسان را از گناه باز مىدارد ايمان به بعث و جزا است ، و كسى كه در شهوات فرو رفته و دلش گناه دوست شده باشد ، حاضر نيست منع هيچ مانعى از گناه را و از آن جمله مساله قيامت را بپذيرد ، و نسبت به گناهان بى رغبت و متنفر شود ، در نتيجه گناه زياد ، كار او را بدينجا منتهى مىكند كه قيامت و جزا را به كلى انكار مىنمايد ، آيه شريفه زير همين مساله را خاطرنشان مىسازد :

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 453 .