السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
380
تفسير الميزان ( فارسي )
در آيه شريفه در مقابل كيل ، وزن را آورد ، ولى در مقابل اكتيال « اءتزان » را نياورد ، بعضى « 1 » در سبب آن گفتهاند : براى اين بوده كه مطففين ، معامله گرانى بودند كه اغلب حبوبات و سبزيجات و متاعهاى ديگر را كلى مىخريدند و خرده خرده به تدريج مىفروختند ، و عادت در بيشتر اين اجناس اين است كه با كيل سنجيده شود نه به وزن ، بدين جهت تنها اكتيال را ذكر كرد ، و از اءتزان نام نبرد چون اساس آيه بر غالب است . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند اگر نامى از « اءتزان » نياورد براى اين بود كه كيل و وزن هر دو وسيله خريد و فروش است ، آوردن يكى از آنها دلالت بر ديگرى هم دارد . ولى اين توجيه درست نيست ، براى اينكه اين حرف در كلمه « كيل » هم مىآيد چرا در برابر كيل وزن را ذكر كرد ، ولى در برابر اكتيال اءتزان را ذكر نكرد ؟ پس اين وجه خالى از تحكم نيست . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : اين دو آيه عادت و رسم كسانى را حكايت مىكند كه سوره درباره آنان نازل شده ، مردمى كه تنها با كيل مىخريدند ، ولى در هنگام فروش بعضى كالاها را كيل و بعضى را وزن مىكردند . اين وجه نيز ادعايى بدون دليل است . بعضى « 4 » ديگر در توجيه ذكر اكتيال و عدم ذكر اءتزان وجوهى ديگر آوردهاند كه خالى از ضعف نيست . * ( « أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ » ) * استفهام در اين آيه انكارى ، و براى برانگيختن تعجب شنونده است ، و كلمه « ظن » در آن به همان معناى معروف است . و كلمه « اولئك » اشاره به مطففين است ، و اگر براى اشاره به آنان اين كلمه را كه مخصوص اشاره به دور است برگزيد ، براى اين بود كه بفهماند كمفروشان از رحمت خدا دورند . و منظور از « يوم عظيم » ، روز قيامت است كه در آن به عملشان كيفر داده مىشوند . و اگر اكتفاء كرد به ظن و گمان به مساله قيامت و حساب ، با اينكه اعتقاد به معاد بايد علمى و يقينى باشد ، براى اشاره به اين حقيقت است كه در اجتناب از كمفروشى احتمال خطر و ضرر آخرتى هم كافى است ، اگر كسى يقين به قيامت نداشته
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 70 . ( 2 و 3 و 4 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 70 .