السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
375
تفسير الميزان ( فارسي )
و در همان كتاب آمده كه عبد بن حميد از صالح بن مسمار روايت كرده كه گفت : من شنيدهام رسول خدا ( ص ) بعد از آنكه آيه * ( « يا أَيُّهَا الإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ » ) * را تلاوت فرموده ، در پاسخ به خداى تعالى عرضه داشته : نادانيش او را نسبت به تو مغرور كرده « 1 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ » ) * فرموده : اگر مىخواست ، به صورتى غير اين صورت تو را تركيب مىكرد « 2 » . مؤلف : اين روايت را صاحب مجمع البيان بدون ذكر سند از امام صادق ( ع ) آورده « 3 » . و نيز در همان تفسير در ذيل آيه * ( « وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ » ) * فرموده : همان دو فرشته اى كه موكل بر انسانند « 4 » . و از سعد السعود نقل شده و در روايتى هم آمده كه اين دو فرشته - كه موكل بر انسانند - هنگام نماز فجر نزد مؤمن مىآيند ، و با آمدن آنان آن دو فرشته كه در شب موكل بر او بودند بالا مىروند ، و چون خورشيد غروب كند ، دوباره همان دو فرشته براى نوشتن اعمال شب نازل مىشوند ، و نويسندگان روز بالا مىروند ، و اعمال او را به درگاه خداى عز و جل مىبرند . و مدام اين آمد و شد ادامه دارد ، تا اجل مؤمن برسد وقتى اجلش رسيد ، ( اين ) دو فرشته با فرد صالح خدا حافظى مىكنند ، و مىگويند خدا عوض ما جزاى خيرت دهد ، چه بسيار عمل صالحى كه به ما نشان دادى ، و چه سخنان نيكوى بسيارى كه به گوش ما شنواندى ، و چه مجالس خيرى كه ما را بدانجا بردى ، در عوض ما امروز موكل بر هر چيزى هستيم كه دوست بدارى ، و آن را برايت تامين مىكنيم ، و به درگاه پروردگارت شفاعتت مىكنيم . و اما اگر گنهكار باشد به او مىگويند خدا عوض از ما جزاى شرى به تو بدهد ، براى اينكه يك عمر ما را آزردى ، چه اعمال زشتى كه به ما نشان دادى ، و چه سخنان زشتى كه به گوش ما شنواندى ، و چه بسيار مجالس بدى كه ما را بردى ، و از اين به بعد ما هم موكل بر هر امرى هستيم كه تو آن را كراهت بدارى ، و عليه تو نزد پروردگارت شهادت مىدهيم « 5 » .
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 321 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 409 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 449 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 409 . ( 5 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 523 به نقل از سعد السعود .