السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

361

تفسير الميزان ( فارسي )

پس استفهام در آيه شريفه توبيخى است ، و معنايش اين است كه وقتى حقانيت قرآن به اين روشنى است ، پس ديگر كجا مىرويد ، و چرا حق را پشت سر مىاندازيد ؟ ! * ( « إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ » ) * يعنى قرآن تنها تذكره اى است براى جماعات مردم ، حال هر كس كه باشد با قرآن مىتواند حق را ببيند ، و به آن بينا شود ، در سابق هم در نظير اين آيه مطالبى گذشت . * ( « لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ » ) * اين جمله بدل است از كلمه « عالمين » ، مىفرمايد قرآن اهليت آن را دارد كه براى تمام عالم تذكره باشد ، و اما در مقام فعليت تنها كسانى از آن متذكر مىشوند كه خودشان هم بخواهند بر صراط حق ، مستقيم و پايدار باشند ، و بر عبوديت حق و طاعت او استوار بمانند . * ( « وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه رَبُّ الْعالَمِينَ » ) * گفتار در اينكه انسان در مشيت خود مستقل از مشيت خداى تعالى نيست ، در آيات شبيه به اين آيه گذشت . و اين آيه شريفه به حسب آنچه سياق افاده مىكند به منزله دفع دخل ، و پاسخ از سؤالى است كه ممكن است به ذهن كسى بيفتد ، و آن اين است كه كسى توهم كند جمله * ( « لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ » ) * ، انسانها را در مشيت و خواستن استقامت ، استقلال دارند ، هر كس بخواهد مىتواند مستقيم باشد ، و هر كس نخواهد مستقيم نمىشود ، پس در نتيجه خداى تعالى محتاج استقامتى است كه از ايشان خواسته . بنا بر اين ، اين توهم را دفع نموده مىفرمايد : مشيت انسانها وابسته و موقوف بر مشيت خداى سبحان است ، و انسانها استقامت را نمىخواهند ، مگر اينكه خدا بخواهد كه ايشان بخواهند ، اگر خداى تعالى بخواهد ، آنان هم مىخواهند ، پس افعال ارادى انسان مراد خداى تعالى نيز هست ، يعنى خدا هم در آنها اراده دارد ، اگر خدا اراده كند كه انسان فلان عمل را انجام دهد انسان آن عمل را مىخواهد ، و انجام هم مىدهد ، و وقتى كه انجام مىدهد به اراده خودش انجام مىدهد . بحث روايتى در الدر المنثور است كه سعيد بن منصور ، فاريابى ، عبد بن حميد ، ابن جرير ، ابن ابى حاتم ، و حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) ، همگى از طريق على ( ع ) در ذيل آيه