السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

358

تفسير الميزان ( فارسي )

بعضىها « 1 » گفته‌اند : مراد از رسول كه اين صفات براى او ذكر شده ، خود رسول خدا ( ص ) است ، ولى اين حرف درست نيست ، چون با آيات بعدى نمىسازد . * ( « وَما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ » ) * اين آيه عطف است بر جمله * ( « إِنَّه لَقَوْلُ . . . » ) * ، و رد تهمتى است كه كفار به رسول خدا ( ص ) مىزدند و او را مجنون مىخواندند و اينكه از رسول خدا ( ص ) به عبارت « صاحبكم - همنشين شما » تعبير كرده ، به قول آن مفسر « 2 » خواسته است تهمت كفار را تكذيب كند ، كه او را مجنون مىخوانده‌اند ، و ساحتش را از چنين چيزهايى منزه بدارد ، پس اين جمله اشاره دارد به اينكه او از اول عمرش تا كنون با شما معاشرت داشته ، در بين شما بوده ، و شما او را از هر كس ديگر بهتر مىشناسيد ، و او را داراى كمالى از عقل ، و رزانتى از رأى ، و صدقى در قول يافته‌ايد ، و كسى را كه چنين كمالاتى داشته باشد ، به جنون نسبت نمىدهند . و اگر جبرئيل را به آن صفات ششگانه بستود ، و چنين مدحى از رسول خدا ( ص ) نكرد ، دليل نمىشود بر اينكه جبرئيل مقامى بلندتر از رسول خدا ( ص ) دارد ، براى اينكه زمينه گفتار اين است كه بفهماند اين قرآن اوهام ديوانگان و القائات شيطانى نيست ، بلكه از طريق وحى و بوسيله چنين فرشته اى نازل شده ، و خلاصه اينكه راه نزول آن ، راه سالمى بوده ، و حتى احتمال خيانت و خطا هم در آن نيست ، زيرا فرشته وحى صفاتى چنين و چنان دارد ، و در چنين زمينه اى جاى ستودن رسول خدا ( ص ) نيست و اين توجيه را ديگران هم كرده‌اند . البته در مطاوى و لابلاى كلام خدا صفات كريمه اى از رسول خدا ( ص ) ديده مىشود ، كه با در نظر گرفتن آن ، هيچ شكى باقى نمىماند در اينكه آن جناب افضل از جبرئيل و از همه ملائكه است ، براى اينكه مىبينيم همه را مامور ساخته كه براى بشر سجده و خضوع كنند ، براى اينكه انسان خليفه خدا در زمين است . * ( « وَلَقَدْ رَآه بِالأُفُقِ الْمُبِينِ » ) * ضمير فاعل در جمله « راه » به كلمه « صاحب » ، و ضمير « ه » كه ضمير مفعول است به رسول كريم كه همان جبرئيل باشد بر مىگردد .

--> ( 1 ) تفسير قرطبى ، ج 10 ، ص 340 . ( 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 30 ، ص 60 .