السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

349

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَإِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ » ) * روزى كه از شدت زلزله آن ، كوه ها به راه مىافتند ، مندك و متلاشى مىشوند ، غبارى پراكنده مىگردند ، سرابى ( خالى از حقيقت كوهى ) مىشوند ، همه اينها تعبيرهايى است كه در قرآن درباره وضع كوه ها در آن روز آمده . * ( « وَإِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ » ) * بعضى « 1 » گفته‌اند : عشار جمع عشراء است هم چنان كه نفاس جمع نفساء - زن زائو - است ، و عشراء به معناى ماده شتر حامله اى است كه ده ماه از حملش گذشته باشد ، و هم چنان عشرائش مىنامند تا وقتى كه بچه اش را بزايد ، و چه بسا كه بعد از زائيدن هم آن را عشراء بخوانند ، چون چنين شترى از نفيسترين اموال عرب به شمار مىرود ، و معناى تعطيل شدن عشراء اين است كه در آن روز عرب چنين مال نفيسى را رها مىكند ، و هيچ چوپان و دشتبانى كه آن را حفظ كند بر آن نمىگمارد ، و گويا در اين جمله اشاره اى بطور كنايه به اين معنا باشد كه همين اموال نفيسى كه مردم در دنيا بر سر آن پنجه به روى هم مىكشند ، آن روز بىصاحب مىماند ، كسى نيست كه از آنها استفاده كند ، براى اينكه مردم آن روز آن قدر به خود مشغولند كه از هيچ چيز ديگرى ياد نمىكنند ، هم چنان كه در جاى ديگر فرمود : « لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه » « 2 » . * ( « وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ » ) * كلمه وحوش جمع وحش است ، و اين كلمه به معناى حيوانى است كه هرگز با انسانها انس نمىگيرد ، مانند درندگان و امثال آن . و ظاهر آيه از اين جهت كه در سياق آياتى قرار دارد كه روز قيامت را توصيف مىكند ، اين است كه وحشىها هم در روز قيامت مانند انسانها محشور مىشوند ، آيه شريفه « وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْه إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ » « 3 » ، نيز اين احتمال را تاييد مىكند . و اما اينكه وحشيان بعد از محشور شدن چه وضعى دارند ، و سرانجام كارشان چه

--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 707 . ( 2 ) سوره عبس ، آيه 27 . ( 3 ) هيچ جنبنده اى در زمين و مرغى در هوا كه با دو بال مىپرد نيست ، مگر آنكه آنها هم مانند شما امتهايى هستند ، ما در كتاب از گفتن هيچ حقيقتى دريغ ننموديم ، و سپس همه آنها بسوى پروردگارشان محشور مىشوند . سوره انعام ، آيه 38 .