السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
348
تفسير الميزان ( فارسي )
و روزى كه دوزخ را مىافروزند ( 12 ) . و زمانى كه بهشت را به اهلش نزديك مىسازند ( 13 ) . در چنين روزى هر كس مىفهمد كه چه كرده است ( 14 ) . بيان آيات اين سوره روز قيامت را با ذكر پاره اى از مقدمات و نشانيهاى آن و پاره اى از آنچه در آن روز واقع مىشود متذكر و يادآور مىشود و آن روز را چنين توصيف مىكند كه : روزى است كه در آن عمل انسان هر چه باشد كشف مىگردد ، و سپس قرآن را توصيف مىكند به اينكه از القائاتى است كه رسولى آسمانى كه فرشته وحى است آن را به رسول خدا ( ص ) القاء كرده ، و از القائات شيطانى نيست ، و رسول خدا ( ص ) هم ديوانه نيست ، كه شيطانها او را دست انداخته باشند . و چنين به نظر مىرسد كه اين سوره از سوره هاى قديمى باشد كه در اوائل بعثت نازل شده ، هم چنان كه در متن خود سوره شاهدى بر اين معنا ديده مىشود ، و آن اين است كه خداى تعالى رسول گراميش را از آنچه كه دشمنان در باره اش مىگفتند - مثلا ديوانه اش مىخواندند - منزه مىدارد ، و معلوم است كه اتهامها مربوط به اوائل دعوت آن جناب است ، هم چنان كه سوره نون هم كه مشتمل بر تنزيه آن جناب از اين تهمتها است در اوائل بعثت نازل شده ، پس سوره بدون هيچ حرف و ترديدى در مكه نازل شده است . * ( « إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ » ) * كلمه « تكوير » كه مصدر فعل « كورت » است به معناى پيچيدن چيزى ، و به شكل مدور در آوردن آن است ، نظير پيچيدن عمامه بر سر ، و شايد تكوير خورشيد استعاره باشد از اينكه تاريكى بر جرم خورشيد احاطه پيدا مىكند . * ( « وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ » ) * مصدر « انكدار » به معناى سقوط است ، و انكدار مرغ از هوا ، به معناى آمدنش به طرف زمين است ، و بنا بر اين مراد از اين جمله اين است كه در آن روز ستارگان مىريزند ، هم چنان كه آيه « وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ » « 1 » نيز همين را مىرساند ، البته ممكن هم هست از باب كدورت و تيرگى باشد ، و مراد اين باشد كه در آن روز ستارگان بىنور مىشوند .
--> ( 1 ) و آن زمان كه ستارگان پراكنده شوند و فرو ريزند . سوره انفطار ، آيه 2 .