السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

346

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : اين حديث مىخواهد بگويد عمر مردم را از بحث پيرامون معارف قرآن و حتى تفسير الفاظ آن ، منع مىكرد . و در ارشاد مفيد آمده كه روايت شده شخصى از ابو بكر از كلام خداى عز و جل كه فرموده : * ( « وَفاكِهَةً وَأَبًّا » ) * پرسيد : ابو بكر معناى كلمه « أب » از قرآن را ندانست ، در پاسخ گفت كدام آسمان و كدام زمين مرا پناه مىدهد و يا چه خاكى به سر كنم اگر در باره قرآن چيزى بگويم كه بدان علم ندارم ، اما كلمه « فاكهة » كه معنايش را همه مىدانيم ، و اما كلمه « أب » را من نمىدانم خدا داناتر است . اين سخن به امير المؤمنين ( ع ) رسيد فرمود : سبحان اللَّه چطور نمىداند كه كلمه « أب » به معناى علف و چريدنيها است ؟ و اينكه خداى تعالى در اين آيه مىخواهد نعمتهايى را كه به خلقش داده ، و از آن جمله آنچه غذاى آنان و غذاى چهار پايان ايشان است كه بوسيله آن هم جانشان زنده مىماند ، و هم جسمشان نيرو مىگيرد ، به رخ آنان بكشد « 1 » . و در مجمع البيان است كه از عطاء بن يسار از سوده همسر رسول خدا ( ص ) روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : مردم پا برهنه و لخت . و ختنه نشده محشور مىشوند و عرق آن چنان از ايشان مىريزد كه حتى تا نرمه گوشها مىرسد ، مىگويد عرضه داشتم : يا رسول اللَّه ( ص ) خاك بر سرم آيا در آن روز مردم لخت و عريان به يكديگر نگاه مىكنند ؟ فرمود : در آن روز مردم به هيچ چيز جز گرفتارى خود نمىانديشند و نمىپردازند ، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود : * ( « لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه » ) * « 2 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه » ) * فرموده : يعنى شغلى است كه از هر شغل ديگرى بازش مىدارد « 3 » .

--> ( 1 ) ارشاد مفيد ، ص 107 ، ط بيروت . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 440 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 406 .