السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

343

تفسير الميزان ( فارسي )

بيشترى داشته ، و كلمه « أب » - با تشديد « باء » - به معناى گياه و چراگاه است . * ( « مَتاعاً لَكُمْ وَلأَنْعامِكُمْ » ) * - كلمه « متاعا » مفعول له است ، مىفرمايد : ما آنچه از خوردنيها كه رويانديم براى اين بود كه شما را و چهار پايان را كه شما به خود اختصاص داده‌ايد ، بهره مند و سير كنيم ، و اگر در اين جمله از سياق غيبت * ( « فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ » ) * به خطاب « كم » التفات شده ، براى آن بوده كه منت تدبير خود و انعام نعمتش را تاكيد كرده باشد . * ( « فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ » ) * اين جمله اشاره است به سرانجام آن تدبيرى كه در اين آيات ذكر شده بود ، تدبير عام ربوبى و تدبير خصوصيش در رابطه با انسان ، و اينكه اين تدبير سرانجامش به كجا منتهى مىشود ، و امرى كه خداى تعالى به انسانها كرد تا او را بندگى كنند ، آيا انسان اين امر را به انجام رسانيد يا خير ؟ و آن سرانجام همان روز صاخه ( قيامت ) است ، كه انسان جزاى اعمال خود را دريافت مىكند . كلمه « صاخه » به معناى صيحه شديدى است كه از شدتش گوشها كر شود ، و منظور از آن نفخه صور است . * ( « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيه وَأُمِّه وَأَبِيه وَصاحِبَتِه وَبَنِيه » ) * اين آيه به شدت روز قيامت اشاره مىكند ، شدت آن روز به حدى است كه اقرباى انسان و نزديكانش كه يك روز طاقت فراقشان را نداشت و آنها را ياور و بازوى خود در زندگى مىپنداشت ، و همواره به آنان پناه مىبرد ، امروز از همه آنان مىگريزد ، براى اينكه شدت آن چنان احاطه مىكند كه نمىگذارد آدمى به ياد چيزى و كسى بيفتد ، و اعتنايى به غير خود كند ، حال غير خودش هر كه مىخواهد باشد ، آرى بلا و مصيبت وقتى عظيم باشد و شدت يابد ، و بر آدمى چيره گردد ، آن چنان آدمى را به خود جذب مىكند كه از هر فكر و تلاشى منصرفش مىسازد . دليل بر اين معنا آيه بعدى است كه مىفرمايد : * ( « لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه » ) * يعنى براى هر فردى از ايشان ، به قدر كفايت كه نگذارد به چيز ديگرى بينديشد گرفتارى هست . و بعضى در سبب فرار انسان از اقرباء و بستگان نزديك خود در آن روز ، وجوه ديگرى آورده‌اند كه چون دليلى بر آن نبود از ايرادش صرفنظر كرديم . * ( « وُجُوه يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ » ) * اين آيه بيان مىكند كه در آن روز مردم به دو قسم منقسم مىشوند ، قسمى اهل سعادت ، و قسمى ديگر اهل شقاوت ، و اشاره مىكند به اينكه هر يك از اين دو طايفه با سيما