السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

341

تفسير الميزان ( فارسي )

خدا را عبادت نكرده ، و دستورات او را به انجام نرسانيده ، درست نيست . و وجه نادرستيش اين است كه : ضمير ( به حسب قواعد عربى ) به انسان بر مىگردد كه در صدر آيات آمده بود ، و عموميت آن هم بر حسب طبع انسان منظور است ، كه طبعا افراطگر در كفر است ، و اما بر حسب فعليت قهرا به انسانهايى تطبيق مىكند كه فعلا داراى كفر هستند . * ( « فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ إِلى طَعامِه » ) * اين جمله به شهادت حرف « فاء » كه در اولش آمده ، متفرع بر جملات قبل است ، البته تفرع تفصيل بر اجمال مىباشد ، پس در اين صورت ، نظر و مطالعه انسان را پيرامون طعامى كه مىخورد و با آن سد رمق مىكند و بقاى خود را تضمين مىنمايد لازم مىداند - با اينكه نعمت طعام يكى از ميليونها نعمتى است كه تدبير ربوبى آنها را براى رفع حوايج بشر در زندگيش فراهم كرده - و دستور مىدهد اگر در همين يك نعمت مطالعه كند ، سعه تدبير ربوبى را مشاهده خواهد كرد ، تدبيرى كه عقلش را متحير و مبهوت خواهد كرد ، آن وقت خواهد فهميد كه خداى تعالى چقدر نسبت به صلاح حال انسان و استقامت امر او عنايت دارد ، آن هم چه عنايتى دقيق و محيط . و مراد از انسان - بطورى كه گفته شده - « 1 » غير آن انسانى است كه نامش در اول اين فصل از آيات ذكر شد ، چون مراد از آن انسان ، خصوص افرادى است كه در كفر ورزيدن مبالغه مىكنند ، به خلاف انسان در آيه مورد بحث ، كه مامور شده به طعام خود نظر كند ، چون منظور از آن عموم انسانها است ، و همين جهت بود كه دوباره كلمه « انسان » را ذكر كرد ، و گر نه اگر منظور همان انسان مىبود مىفرمود : « فلينظر الى طعامه » يعنى همان انسان كه نامش را برديم بايد به طعام خود نظر كند . * ( « أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا ) * . . . * ( وَلأَنْعامِكُمْ » ) * قرائتى كه فعلا دائر در بين مسلمين است كلمه « أنا » را با فتحه همزه مىخوانند ، كه بنا بر آن جمله مورد بحث بيانى تفصيلى براى تدبير خداى تعالى مىشود ، كه چگونه طعام انسان را مىآفريند ، بله البته اين مرحله ابتدايى از آن تدبير تفصيلى است ، و گرنه بيان مستوفا و كامل آن خصوصيات كه در نظام آفرينش طعام برقرار است ، و نظام وسيعى كه در همه اين امور و روابط كونى كه بين هر يك از آن امور و بين انسان برقرار است ، چيزى نيست كه بتوان

--> ( 1 ) تفسير روح المعانى ، ج 30 ، ص 45 .