السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

321

تفسير الميزان ( فارسي )

بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : مراد از لبث مدتى است كه در دنيا بودند . و اين وجه بسيار سخيف و بىپايه است . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى » ) * ، آمده كه اين در باره بنده خدا است ، كه وقتى در برابر معصيت خدا قرار مىگيرد با اينكه مىتواند مرتكب شود ، از ترس خدا مرتكب نمىشود ، و بخاطر نهى خدا نفس خود را از ارتكاب آن نهى مىكند ، و تلافى اين عملش همان جنت است ، و در تفسير آيه * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها » ) * فرمود : يعنى چه وقت به پا مىشود ؟ و خداى تعالى در پاسخش فرمود : * ( « إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها » ) * يعنى علم آن نزد پروردگار تو است ، و در معناى جمله * ( « إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها » ) * فرمود : يعنى بعضى از يك روز « 2 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم و ابن مردويه به سندى ضعيف از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گفت : مشركين مكه از رسول خدا ( ص ) مىپرسيدند « متى تقوم الساعة » و منظورشان از اين سؤال مسخره كردن اعتقاد به قيامت بود ، و لذا در اين باره اين آيه نازل شد : * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها . . . » ) * « 3 » . و در همان كتاب آمده كه بزار ، ابن جرير ، ابن منذر ، حاكم ، ( وى حديث را صحيح دانسته ) و ابن مردويه از عايشه روايت كرده‌اند كه گفت : از رسول خدا ( ص ) همواره از مساله قيامت سؤال مىشد تا آنكه آيه * ( « فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها » ) * نازل شد بر رسول خدا ( ص ) آن وقت ديگر سؤال نشد « 4 » . مؤلف : اين روايت را از عده اى از كتب حديث بدون ذكر سند از عروه نيز روايت كرده « 5 » ، و نيز نظير آن را از عده اى ديگر از آن كتب از شهاب بن طارق هم نقل كرده « 6 » ، و ليكن سياق آيه با اين روايات نمىسازد ، چون حاصل از همه اين روايات اين است كه آيه پاسخ از سؤال مردم باشد ، در حالى كه سياق آيه چنين چيزى را نمىرساند .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 435 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 404 . ( 3 و 4 و 5 و 6 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 314 .