السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
32
تفسير الميزان ( فارسي )
را مىدهد ، و به آيه چنين معنا مىدهد : « ما آنان را براى آنچه مىدانند خلق كرديم » ، كه همان استكمال به وسيله ايمان و اطاعت است ، و از طريق وحى و اخبار رسول خدا ( ص ) اين معنا را فهميدهاند ، پس چون براى اين منظور خلقشان كردهايم ، بايد خود را به اين غرض برسانند ، و داراى ايمان و اطاعت كنند ، تا ما داخل جنتشان كنيم ، پس چگونه طمع دارند با حالت كفر داخل جنت شوند . بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : كلمه « من » ابتداى غايت را مىرساند ، و معناى آيه اين است كه : ما ابتداى خلقت آنان را از نطفه اى چركين كه هيچ تناسبى با عالم قدس و طهارت ندارد آغاز كرديم ، تا به وسيله ايمان و اطاعت طاهر شود و به اخلاق ملائكه متخلق گردد و داخل بهشت شود ، و اينان كه كافرند كجا مىتوانند چنين شوند . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : مراد از * ( « مِمَّا يَعْلَمُونَ » ) * جنس است ، و معنايش اين است كه ما اين كفار را از جنس آدميان كه خودشان مىدانند خلق كرديم ، و يا از جنس آنچه خود مىدانند خلق كرديم ، نه از جنس حيواناتى كه عقل و فهم ندارند ، پس حجت ما بر آنان تمام است . ليكن اين سه وجه از نظر ما وجوهى بىارزش است . * ( « فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ » ) * يعنى مشارق خورشيد ، و مغارب آن . چون خورشيد در هر روز از ايام سالهاى شمسى مشرق و مغربى جداگانه دارد ، هيچ روزى از مشرق ديروزش طلوع و در مغرب ديروزش غروب نمىكند ، مگر در مثل همان روز در سالهاى آينده . احتمال هم دارد مراد از مشارق و مغارب مشرقهاى همه ستارگان و مغربهاى آنها باشد . در اين آيه شريفه با همه كوتاهيش وجوهى از التفات به كار رفته ، در جمله « فلا اقسم » التفاتى از تكلم با غير ، ( ما ايشان را خلق كرديم ) به متكلم وحده ( من سوگند مىخورم ) به كار رفته ، و وجه آن تاكيد بيشتر سوگند است ، چون سوگند را به شخص خودش نسبت مىدهد . و در جمله * ( « بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ » ) * التفاتى از تكلم وحده ( من سوگند مىخورم ) ، به غيبت ( به پروردگار مشرقها و مغربها ) به كار رفته ، و وجه آن اين است كه خواسته به صفتى از صفات خودش اشاره نموده ، بفهماند اينكه مىگويم « من » يعنى همان من كه مبدأ خلقت انسانها در قرون متوالى هستم ، و اداره كننده مشرقها و مغربهايم ، چون طلوعهاى پشت سر هم و
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 358 .