السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
308
تفسير الميزان ( فارسي )
منكرين بعث بعد از مرگ ، و نيز اشاره به تفصيل خلقت آسمان با جمله « بناها . . . » ، دليلى است بر اينكه مراد تثبيت و مسجل نمودن اين معنا است كه خلقت آسمان شديدتر است . و جمله « بناها » استينافى و بيانى تفصيلى است براى خلقت آسمان . * ( « رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها » ) * - يعنى سقف آسمان و نقطه مرتفع آن را بلند كرد ، و منظور از « تسويه آسمان » ، ترتيب اجزاى آن ، و تركيب آن است ، تا هر جزئى در موضعى كه حكمت اقتضاء دارد قرار گيرد ، هم چنان كه در باره آدم فرمود : « فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي » « 1 » . * ( « وَأَغْطَشَ لَيْلَها وَأَخْرَجَ ضُحاها » ) * - يعنى شبش را تاريك و روزش را روشن كرد ، و اصل در معناى كلمه « ضحى » گسترده شدن نور خورشيد ، و امتداد يافتن روز است ، ولى در اينجا منظور مطلق روز است ، به قرينه اينكه در مقابل شب قرار گرفته ، و اگر شب و روز را به آسمان نسبت داده ، بدين جهت بوده كه سبب اصلى پيدايش آن دو آسمانى است ، و آن پيدا شدن اجرام تاريك و ناپيدا بوسيله انوار آسمانى از قبيل نور خورشيد و غيره است ، و همين كه اين نورها غروب مىكنند ، دوباره اجرام مستور مىشوند ، و مساله شب و روز اختصاص به كره زمين كه ما روى آنيم ندارد بلكه ساير اجرام آسمانى هم تاريكى و روشنى و شب و روز دارند . * ( « وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها » ) * - يعنى بعد از آنكه آسمان را بنا كرد و سقفش را بلند نمود ، و هر جزئش را در جاى خود قرار داد ، و شبش را تاريك و روزش را روشن ساخت ، زمين را بگسترانيد . بعضى « 2 » گفتهاند : معنايش اين است كه زمين را با اين حال بگسترد ، ( و خلاصه كلمه بعد ذلك به معناى مع ذلك است ) ، هم چنان كه در جمله « عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ » كلمه بعد به معناى مع آمده ، و ما در تفسير سوره « الم سجده » گفتارى پيرامون اينكه از كلام خدا در باره خلقت آسمان و زمين چه استفاده مىشود داشتيم . و بعضى گفتهاند : كلمه « دحو » كه فعل « دحيها » از آن مشتق است ، به معناى « دحرجة » يعنى غلتاندن است . * ( « أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَمَرْعاها » ) * - بعضى « 3 » گفتهاند : كلمه « مرعى » در معناى « رعى »
--> ( 1 ) و چون او را تسويه كردم و هر جزء آن را در جايى كه بايد قرار گيرد قرار دادم ، و سپس از روح خود در او دميدم . سوره حجر ، آيه 29 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 434 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 34 .