السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

257

تفسير الميزان ( فارسي )

« الى م » كه مخفف لما و مما و على ما و الى ما است ، و مصدر تساؤل به معناى اين است كه مردمى از يكديگر از مطلبى سؤال كنند ، يا بعضى بعد از بعضى ديگر از مطلبى سؤال كنند ، هر چند كه مسئول از خود آنان نباشد ، در مورد ما نيز يا چنين بوده كه مردمى از يكديگر از مساله معاد مىپرسيدند ، و يا يكى پس از ديگرى از رسول خدا ( ص ) مىپرسيدند ، و چون سياق سوره سياق جواب است و در اين جواب هم جانب تهديد و انذار چربيده ، اين نظريه را تاييد مىكند كه متسائلان ، كفار مكه بودند ، همان مشركينى كه منكر نبوت و معاد بودند ، نه مؤمنين ، و نه كفار و مؤمنين هر دو . پس تساؤل در ميان مشركين بوده ، و اگر قرآن كريم خبر از آن را به صورت استفهام آورده براى اين است كه به پوچى و حقارت آن اشاره كند ، و بفهماند پاسخ اين تساؤل آن قدر روشن است كه اصلا جايى براى اين تساؤل نيست . * ( « عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيه مُخْتَلِفُونَ » ) * اين آيه پاسخ از استفهامى است كه خود خداى تعالى كرده بود خودش پرسيد از چه تساؤل مىكنند ؟ پاسخ مىدهد از خبرى بس عظيم . و اين توصيفى كه از خبر مذكور كرده توصيفى است كه تعظيم آن خبر از آن هويدا است . و مراد از « خبر عظيم » خبر بعث و قيامت است ، كه قرآن عظيم در سوره هاى مكى و مخصوصا در سوره هايى كه در اوائل بعثت نازل شده كمال اهتمام را درباره اثبات آن دارد ، مؤيد اين معنا سياق آيات اين سوره است كه در آنها جز به مساله قيامت ، و صفات يوم الفصل ، و استدلال بر حقيت و واقعيت آن پرداخته نشده . ولى بعضى « 1 » گفته‌اند : مراد از آن نبا قرآن عظيم است . ليكن سياق اين احتمال را رد مىكند ، چون هر چند كه گفتار سوره خالى از اشاره به قرآن نيست ، و ليكن سياق اجنبى از آن است . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : نبا عظيم عبارت است از عقايدى چون اثبات صانع ، و صفات او و ملائكه و رسل او ، و مساله بعث ، بهشت ، دوزخ و غير آن كه مورد اختلافشان بوده . به نظر مىرسد صاحب اين قول بدان جهت كه در اين سوره به حقيت همه اين مطالب اشاره شده ، چنين گفته است . ليكن اين طرز استفاده درست نيست چون اشاره به حقيت معارف اسلامى از لوازم مساله قيامت است ، كه خود از لوازم جزا و تكليف است ، جزاى

--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 421 .