السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
229
تفسير الميزان ( فارسي )
سوره آمده . * ( « وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه إِنَّ اللَّه كانَ عَلِيماً حَكِيماً » ) * در اين آيه استثنايى آمده كه از آن به دست مىآيد كه تحقق يافتن مشيت بنده موقوف برخواست خداى تعالى است ، معلوم مىشود مشيت خداى تعالى در مشيت و عمل بنده اثر دارد ، به اين معنا كه اگر خدا بخواهد عملى از بنده سر بزند نخست در او مشيت و خواست ايجاد مىكند ، پس مشيت خدا به مشيت عبد تعلق مىگيرد نه به فعل عبد . و به عبارت ديگر مستقلا و بدون واسطه به مشيت عبد تعلق مىگيرد و با واسطه به فعل او تعلق مىگيرد ، پس تاثير مشيت خدا طورى نيست كه مستلزم جبر در بنده بشود ، و چنان هم نيست كه بنده در اراده خود مستقل باشد و هر كارى خواست بكند هر چند كه خدا نخواسته باشد . پس فعل بنده اختيارى است ، چون مستند به اختيار و اراده خود او است ، و اما اختيار بنده ، مستند به اختيار ديگرى نيست ، كه توضيح اين بحث در چند مورد در سابق گذشت . و اين آيه در مقام دفع توهمى است ، و آن اين است كه كفار توهم كرده بودند كه در مشيت خود مستقلند و خواستشان وابسته به خواست پروردگارشان نيست ، و شايد توجه دادن آنان به اين حقيقت باعث شد كه در آيه شريفه از غيبت « فمن شاء . . . » به خطاب التفات نموده بفرمايد : * ( « وَما تَشاؤُنَ . . . » ) * هم چنان كه علت التفات از تكلم مع الغير ، در آيه * ( « نَحْنُ خَلَقْناهُمْ . . . » ) * كه خداى تعالى گوينده فرض شده بود ، به غيبت در جمله * ( « يَشاءَ اللَّه . . . » ) * كه خداى تعالى غايب فرض شده ، اشاره به علت حكم بوده ، خواسته است بفهماند آن كسى كه به نام جليل « اللَّه » ناميده مىشود ، كسى است كه هر موجودى از ساحت او صادر مىشود ، و هر چيزى به سوى او منتهى مىگردد ، پس هيچ مشيتى بدون مشيت او نخواهد بود ، و بدون خواست او مؤثر واقع نمىشود ، و جمله * ( « إِنَّ اللَّه كانَ عَلِيماً حَكِيماً » ) * زمينه چينى است براى مضمون آيه بعدى . * ( « يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِه وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً » ) * مفعول فعل « يشاء » حذف شده ، چون گفتار آيه مىفهماند كه آن چيست ، و تقدير آيه چنين است : « يدخل فى رحمته من يشاء دخوله فى رحمته » ، داخل در رحمت خود مىكند هر كسى را كه بخواهد داخل آن كند ، و نمىخواهد مگر داخل كردن كسى را كه ايمان آورد و تقوى پيشه كند . و اما غير اينان يعنى اهل اثم و كفر را در جمله * ( « وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً » ) * وضعشان را بيان فرمود . و اين آيه سنت خداى تعالى را كه در بندگانش از حيث سعادت و شقاوت جارى است