السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
216
تفسير الميزان ( فارسي )
مىشد آن مرد سياه هم نزد آن جناب نشسته بوده ، و اما اينكه سبب نزول سوره داستان آن مرد بوده ، آن روايات دلالتى بر آن ندارد ، و اين معنا در روايت آخرى روشنتر به چشم مىخورد . و كوتاه سخن اينكه منافاتى ميان اين سه روايت با نزول سوره در شان اهل بيت ( ع ) وجود ندارد . علاوه بر اين ، روايت پسر عمر كه از ظاهرش بر مىآيد خود او در داستان آن مرد سياه حاضر بوده ، و با در نظر گرفتن اين معنا كه پسر عمر وقتى به مدينه هجرت كرد كودكى يازده ساله بوده ، خود شاهد بر اين است كه اين قصه در مدينه نازل شده . و نيز در الدر المنثور از نحاس از ابن عباس روايت كرده كه سوره انسان در مكه نازل شده « 1 » . مؤلف : اين روايت خلاصه حديث طويلى است كه نحاس آن را در كتاب « الناسخ و المنسوخ » آورده ، و خود سيوطى آن را در كتاب « اتقان » نقل كرده « 2 » و اين حديث معارض با حديثى است كه با طرق بسيار از ابن عباس نقل كرد كه گفت : سوره انسان در مدينه و در شان اهل بيت ( ع ) نازل شد . از اين هم كه بگذريم سياق آيات اين سوره و مخصوصا آيه * ( « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » ) * و آيه * ( « وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ . . . » ) * سياق يك داستان واقعى است ، كه در خارج اتفاق افتاده ، و ذكر اسير در بين كسانى كه به دست آن ابرار اطعام شدهاند ، بهترين شاهد است بر اينكه اين آيات در مدينه نازل شده ، چون مسلمانان همانطور كه قبلا هم اشاره كرديم در مكه قدرتى نداشتند تا اسير داشته باشند . بعضى از مفسرين در اينجا گفتارى دارند كه خلاصه اش از نظر خواننده مىگذرد و آن اين است كه : روايات در مكى بودن و يا مدنى بودن اين سوره مختلف است ، و رواياتى كه آن را مكى مىداند بر آن دسته ديگر مىچربد ، بلكه از ظاهر سياق سوره بر مىآيد كه از اولين سوره هاى قرآنى است ، يعنى سوره هايى كه در اوائل بعثت در مكه نازل شده ، مؤيد اين نظريه آن است كه در اين سوره به طور مفصل نعمتهاى بهشتى را تصوير نموده ، صور عذابهاى غليظ قيامت را شرح مىدهد ، مؤيد ديگرش اين است كه در اين سوره رسول خدا ( ص ) را امر به صبر در برابر حكم پروردگار خود مىكند و مىفرمايد اطاعت هيچ گنهكار و كفورى از ايشان را نكند ، و در برابر ، آنچه از دستورات حقه كه بر او نازل مىشود ثبات قدم
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 297 . ( 2 ) الاتقان ، جزء اول ، ص 9 .