السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
192
تفسير الميزان ( فارسي )
و آنجا شرابى كه طبعش مانند زنجبيل گرم و عطرآگين است به آنها بنوشانند ( 17 ) . در آنجا چشمه اى است كه سلسبيلش نامند ( و شرابش از خوبى از حد وصف بيرون است ) ( 18 ) . و دور آن بهشتيان ، پسرانى زيبا كه تا ابد نوجوانند و خوش سيما به خدمت مىگروند كه وقتى در آنها بنگرى ( از فرط صفا ) گمان برى كه لؤلؤ پراكندهاند ( 19 ) . و چون آن جايگاه نيكو را مشاهده كنى عالمى پر نعمت و كشورى بىنهايت بزرگ خواهى ديد ( 20 ) . بر اندام بهشتيان لباسهايى است از حرير نازك سبز رنگ و از ديباى ضخيم ، و با دستبندهايى از نقره تزيين شدهاند ، و پروردگارشان شراب طهور به آنها مىنوشاند ( 21 ) . اين بهشت بدين نعمت و عظمت به حقيقت پاداش اعمال شماست و سعيتان ( در راه طاعت حق ) مشكور و مقبول است ( 22 ) . بيان آيات اين سوره در آغاز ، خلقت انسان را بعد از آنكه نامى از او در ميان نبود خاطرنشان مىسازد ، و سپس مىفرمايد كه خداى تعالى او را به راهى كه تنها راه اوست هدايت كرد ، حال يا اين انسان شكر هدايتش را مىگزارد ، و يا كفران مىكند . آن گاه مىفرمايد براى كافران انواعى از عذاب و براى ابرار الوانى از نعمت آماده كرده ، و اوصاف آن نعمتها را در طى هجده آيه شرح مىدهد ، و همين دليل است بر اينكه مقصود اصلى هم بيان همين جهت بوده . و پس از بيان اوصاف آن نعمت ، روى سخن را به رسول گرامى خود نموده مىفرمايد : قرآن نازل شده از ناحيه اوست ، و مايه تذكر بشر است ، پس بايد كه در برابر حكم پروردگار خود صابر باشد ، و هوا و هوسهاى كفار را پيروى نكند ، و بايد كه پروردگار خود را صبح و شام به ياد بياورد و براى او شبها به سجده بيفتد ، و شبى طولانى تسبيح گويد . و اين سوره به شهادت سياقى كه دارد يا همه اش و يا حد اقل اوائل آن كه دوازده آيه است ، در مدينه و نه آيه ذيلش در مكه نازل شده است . روايات ائمه اهل بيت ( ع ) همه متفقند بر اينكه اين سوره در مدينه نازل شده ، روايات اهل سنت هم در اين باره بسيار زياد است . با اين حال بعضى « 1 » گفتهاند : اين سوره تماميش در مكه نازل شده ، و به زودى بحث
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 150 .