السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

188

تفسير الميزان ( فارسي )

نمودم ، فرمود : نفرين خداى تعالى است ، مىفرمايد از خير دنيا دور باشى ، و از خير آخرت دور باشى « 1 » . مؤلف : ممكن است اين روايت را به همان معنايى كه ما براى دو آيه كرديم ارجاع داد ، هم چنان كه ممكن است به بعضى از وجوهى كه ديگران گفته‌اند ارجاع داد . و در مجمع البيان است كه در روايت آمده : روزى رسول خدا ( ص ) دست ابو جهل را گرفت و به او فرمود : * ( « أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى » ) * ابو جهل پرسيد : به چه چيز تهديدم مىكنى ؟ نه تو مىتوانى به من كارى كنى و نه پروردگارت ، من عزيزترين فرد اين سرزمينم . به دنبال گفتار او خداى تعالى همان كلام رسول خدا ( ص ) را نازل كرد « 2 » . مؤلف : در اين معنا صاحب الدر المنثور از عده اى از راويان از قتاده روايتى آورده ، و در آن آمده كه رسول خدا ( ص ) خودش اين جريان را براى ما نقل كرد « 3 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « أَ يَحْسَبُ الإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً » ) * آمده كه امام فرمود : يعنى آيا انسان گمان مىكند به حسابش نمىرسند و عذاب نمىشود و از او بازخواست نمىكنند ؟ « 4 » . و در علل به سند خود از مسعدة بن زياد روايت آورده كه گفت : مردى به امام صادق عرض كرد : يا ابا عبد اللَّه ( من معتقدم ) كه خلقت عالم تعجب انگيز است . فرمود : اين چه حرفى است كه مىگويى ؟ عرضه داشت : آخر خلقتى كه آخرش فنا است شگفتانگيز نيست ؟ فرمود : اى برادر زاده ، ما براى فنا خلق نشده‌ايم ، بلكه باقى هستيم ، و چگونه فانى مىشود بهشتى كه فساد نمىپذيرد و دوزخى كه خاموشى ندارد ؟ پس مرگ را فنا مخوان ، بلكه بگو از خانه اى به خانه اى ديگر متحول مىشويم « 5 » . و در مجمع البيان مىگويد : در حديث منقول از براء بن عازب آمده كه گفت : وقتى آيه * ( « أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى » ) * نازل شد ، رسول خدا ( ص ) عرضه داشت : سبحانك اللهم ، بله تو قادرى كه مردگان را زنده كنى . و اين مضمون از امام

--> ( 1 ) عيون ، ج 2 ، ص 39 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 401 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 296 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 397 . ( 5 ) علل الشرائع ، ص 11 ، ح 5 ، چاپ نجف .