السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
173
تفسير الميزان ( فارسي )
هرگز چنين نيست كه شما مىپنداريد ( و دلايل معاد را مخفى شماريد ) بلكه شما دنياى زودگذر را دوست داريد ( 20 ) . و به كلى كار آخرت و نشانه قيامت را رها مىكنيد ( 21 ) . آن روز رخسار طايفه اى از شادى برافروخته و نورانى است ( 22 ) . و با چشم قلب جمال حق را مشاهده مىكنند ( 23 ) . و رخسار گروهى ديگر عبوس و غمگين است ( 24 ) . كه مىدانند حادثه ناگوارى در پيش است كه پشت آنها را مىشكند ( 25 ) . چنين نيست كه منكران قيامت پنداشتند ، باش تا جانشان به گلو رسد ( 26 ) . و ( اهلش ) گويند كيست كه درد اين بيمار را علاج كند ( و او را از مرگ نجات دهد ) ؟ ( 27 ) . و بيمار خود يقين به مفارقت از دنيا كند ( كه ملك الموت را به چشم ببيند ) ( 28 ) . و ساقهاى پا ( از شدت غم عقبى و حسرت دنيا ) به هم در پيچد ( 29 ) . در آن روز خلق را به سوى خدا خواهند كشيد ( 30 ) . ( آن روز واى بر آنكه چون ابو جهل ) حق را تصديق نكرد و نماز و طاعتش را بجا نياورد ( 31 ) . بلكه خدا را تكذيب كرد و از حكمش رو بگردانيد ( 32 ) . و آن گاه با تكبر و نخوت به سوى اهل خويش روى آورد ( 33 ) . عذاب الهى براى تو شايسته تر است ، شايسته تر ( 34 ) . سپس عذاب الهى بر تو شايسته تر است ، شايسته تر ( 35 ) . آيا آدمى پندارد كه او را مهمل از تكليف و ثواب و عقاب گذارند ( و غرضى در خلقتش منظور ندارند ) ( 36 ) . آيا در اول ، قطره آب منى نبود ؟ ( 37 ) . و پس از آن ، خون بسته و آن گاه ( به اين صورت زيباى حيرت انگيز ) آفريده و آراسته گرديد ( 38 ) . پس آن گاه از او دو صنف نر و ماده پديد آورد ( 39 ) . آيا چنين خداى با قدرت و حكمت ( كه اول او را از قطره آبى آفريده ) دگر بار نمىتواند پس از مرگش زنده اش گرداند ؟ ( 40 ) . بيان آيات اين آيات تتمه صفات روز قيامت است ، البته از اين نظر كه مردم در آن روز چه حالى