السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
153
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ » ) * ضمير جمع در « قالوا » به مجرمين بر مىگردد ، و مراد از « صلاة » نماز معمولى نيست ، بلكه منظور توجه عبادتى خاص است به درگاه خداى تعالى ، كه با همه انحاى عبادتها يعنى عبادت در شرايع معتبر آسمانى كه از حيث كم و كيف با هم مختلفند مىسازد . * ( « وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ » ) * مراد از « اطعام مسكين » انفاق بر تهى دستان جامعه است ، به مقدارى كه بتوانند كمر راست كنند و حوائجشان بر طرف شود . و اطعام مسكين اشاره است به حق الناس ، و صلات اشاره است به حق اللَّه ، و اينكه اين دو قسم حق را عملا بايد پرداخت . * ( « وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ » ) * منظور از « خوض » سرگرمى عملى و زبانى در باطل ، و فرو رفتن در آن است ، به طورى كه به كلى از توجه به غير باطل غفلت شود . * ( « وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ » ) * منظور از « يوم الدين » روز جزا است ، در نتيجه چهار خصلتى كه در اين آيات بر شمرد از خصائص مجرمين است ، كه مجرم يا هر چهار خصلت را دارد ، و يا بعضى از آنها را ، و چون پاسخگوى از اين سؤالها مجموع مجرمينند صحيح است كه نسبت هر چهار را به همه مجرمين داده ، از قول ايشان بفرمايد : ما از نمازگزاران نبوديم ، و ما اطعام مسكين نمىكرديم ، و ما خائض بوديم ، و ما روز جزا را تكذيب مىكرديم . هر چند كه بعضى از فرد فرد آنان مبتلا به همه اين اوصاف نبوده ، بلكه مبتلا به بعضى از آنها باشد . * ( « حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ » ) * اين جمله قيد تكذيب است ، مجرمين مىگويند : ما هم چنان تكذيب كرديم تا آنكه يقين نزد ما آمد . و در باره يقين گفتهاند « 1 » : منظور از آن در اينجا مرگ است ، و از اين جهت يقين بر مرگ اطلاق شده كه شكى در آمدنش نيست ، در نتيجه معناى آيه اين است كه : ما در دنيا روز جزا را هم چنان تكذيب كرديم تا مرگ فرا رسيد ، و با آمدنش زندگى دنيايى ما تمام شد . و خلاصه ما در تمام دوران زندگى دنيا روز جزا را تكذيب مىكرديم . بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : مراد از يقين آن يقينى است كه به دنبال مشاهده نشانه هاى آخرت ، و نزديك شدن به حيات برزخى براى آدمى حاصل مىشود ، آرى
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 655 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 133 .