السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

141

تفسير الميزان ( فارسي )

دنباله بحثى كه پيرامون نفاق داشتيم بعضى « 1 » از مفسرين كه پذيرفته‌اند سوره مورد بحث در مكه نازل شده ، و منافقين و بيماردلان در مدينه پيدا شدند ، در باره آيه * ( « وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » ) * ، گفته‌اند كه : يك پيشگويى غيبى است از اينكه بعد از هجرت جمعى منافق پيدا خواهند شد . و ما مىگوييم : اينكه سوره مورد بحث همه اش در مكه نازل شده باشد مطلبى است كه از نظر روايات متعين است ، و بعضى از مفسرين ادعاى اجماع بر آن كرده‌اند ، و اينكه از مقاتل نقل كرده‌اند كه آيه * ( « وَما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً . . . » ) * در مدينه نازل شده از طريق نقل ثابت نشده كه به راستى او چنين چيزى گفته باشد و بر فرض هم كه ثابت باشد ، يك نظريه شخصى از مقاتل است كه فكر كرده نفاق در مدينه پيدا شده و آيه از آن خبر مىدهد . و اما اينكه نفاق در مدينه پيدا شد ، بعضى « 2 » از مفسرين بر آن اصرار ورزيده و استدلال كرده‌اند به اينكه رسول خدا ( ص ) و مسلمانان قبل از هجرت آن قدر نيرومند نبودند ، و امرشان نافذ و دستشان باز نبوده كه مردم از هيبت آنان حساب ببرند ، و كفر باطنى خود را پنهان كنند ، و يا به اميد خيرشان دم از اسلام بزنند ، به خلاف حالى كه مسلمانان بعد از هجرت در مدينه داشتند . ليكن اين استدلال تمام نيست ، زيرا همانطور كه در سوره منافقون در بحثى كه پيرامون نفاق داشتيم به ناتمامى آن اشاره نموديم و حاصلش اين است كه : انگيزه و علت نفاق منحصر در ترس و پروا داشتن ، و يا به دست آوردن خير عاجل نيست ، چون ممكن است كسى به اميد نفع و خير مؤجل و دراز مدت نفاق بورزد ، و ممكن است كسى به انگيزه تعصب و حميت نفاق بورزد ، و يا انگيزه اش اين باشد كه نسبت به كفر قبلى خود عادت داشته ، دست برداشتن از عادت برايش مشكل باشد ، و همچنين ممكن است انگيزه هايى ديگر باعث نفاق شود . و هيچ دليلى در دست نيست كه دلالت كند بر اينكه پاى اين انگيزه ها در مورد هيچ يك از مسلمانان مكه در كار نبوده ، بلكه از بعضى از همان مسلمانان نقل شده كه در مكه ايمان آورده ، و سپس برگشته ، و يا با شك و ترديد ايمان آورده و سپس ثابت قدم شده .

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 127 .