السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

133

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان آيات در اين آيات شريفه به طعنه زنندگان به قرآن كه آن را سحر مىخواندند و بعضى از حقائق آن را استهزاء مىكردند ، تهديد شديدى شده است . * ( « فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ » ) * كلمه « نقر » به معناى كوبيدن ، و كلمه « ناقور » به معناى هر چيزى است كه به آن مىكوبند تا صدا كند ، و جمله « نقر در ناقور » نظير جمله « نفخ در صور » كنايه از زنده كردن مردگان در قيامت و احضار آنان براى حسابرسى است ، و جمله مورد بحث شرطى است ، و جزاى آن جمله « فذلك . . . » است . * ( « فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ » ) * اشاره « ذلك » به زمان نقر در ناقور است ، و بعيد نيست كه مراد از كلمه « يومئذ » روزى باشد كه خلائق براى حساب و جزا به سوى خدا بر مىگردند . يا ممكن است منظور روزى باشد كه به سوى خدا بر مىگردند ، در نتيجه كلمه « يوم » ظرف مىشود براى روزى كه در ناقور نقر مىشود . و بنا بر اين در آيه مورد بحث كلمه « روز » ظرف واقع شده براى « روز » ، پس مىشود قطعه اى از زمان ظرف شود براى قطعه اى ديگر ، هم چنان كه سال را ظرف مىگيريم براى ماه ، و ماه را ظرف مىگيريم براى روز ، و اين نوعى از عنايت است كه زمان را دو چيز مختلف مىگيرند ، به خاطر اختلافى كه در صفات و حوادث واقعه در آن دارند ، آن گاه به اعتبار بعضى از صفات ظرف مىشود براى خودش به اعتبار بعضى صفات ديگرش . و در صورتى كه كلمه « يومئذ » را قيد بگيريم براى كلمه « فذلك » ، معناى آيه چنين مىشود : « پس زمان نقر ناقور كه در روز رجوع خلائق به خدا واقع مىشود ، زمانى بس دشوار بر كافران است » و اگر كلمه مذكور را قيد بگيريم براى كلمه « يوم » ، معنا چنين مىشود : « زمان نقر ناقور زمانى بس دشوار بر كافران است ، در روزى كه خلائق به سوى خدا بر مىگردند » . و در تفسير كشاف گفته : اگر بپرسى كلمه « اذا » با چه عاملى منصوب شده ، و چگونه ممكن است « يومئذ » ظرف شود براى « يوم عسير » ؟ ، در پاسخ مىگويم : عامل نصب « اذا » چيزى است كه جزا بر آن دلالت مىكند ، چون جمله مورد بحث به يك قضيه شرطيه