السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
12
تفسير الميزان ( فارسي )
آرزو مىكند اى كاش مىتوانست نزديكترين اقارب ، و گرامىترين عزيزان خود مثلا فرزندان و برادران و فصيله خود را قربان خود مىكرد ، و بلكه تمامى انسانهاى روى زمين را - اگر اختيارشان به دست او بود - مىداد و عذاب را از خود دور مىكرد ، و معلوم است كسى كه از شدت عذاب حاضر است عزيزان خود را فداى خود كند ، ديگر كى احوال آنان را مىپرسد . و معناى آيه اين است كه * ( « يَوَدُّ الْمُجْرِمُ » ) * گنهكار آرزو مىكند - حال چه مسلمان گنهكار و چه كافر - كه اى كاش مىتوانست قربانى خود مىكرد ، و در مقابل برداشتن عذاب از خودش - اين جمله قائم مقام مفعول « يود » است - « بنيه » فرزندان خود را كه محبوبترين مردم نزد او است ، « و صاحبته » و رفيق خود را كه همواره با او انس مىورزيد و دوستش مىداشت ، و چه بسا بر پدر و مادر خود مقدمش مىداشت « و أخيه » و برادر خود را كه پشت و پناهش بود ، * ( « وَفَصِيلَتِه » ) * كه عشيره نزديك او بودند ، * ( « الَّتِي تُؤْوِيه » ) * ، و او را از خود و متصل به خود مىدانستند ، * ( « وَمَنْ فِي الأَرْضِ جَمِيعاً » ) * ، و همه انسانهاى روى زمين را فداى خود مىكرد ، « ثم ينجيه » در نتيجه اين عوض دادن او را از عذاب نجات مىداد . * ( « كَلَّا إِنَّها لَظى نَزَّاعَةً لِلشَّوى تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى وَجَمَعَ فَأَوْعى » ) * كلمه « كلا » به معناى ردع و زير بار نرفتن است و ضمير « انها » به جهنم و يا به آتش بر مىگردد ، و اگر آتش را « لظى » خوانده ، براى اين است كه اندرون را كباب مىكند و شعله ور مىسازد ، و كلمه « نزاعة » اسم مبالغه از نزع - كندن - است ، و كلمه « شوى » به معناى اطراف بدن از قبيل دست و پا و امثال آن است ، وقتى گفته مىشود : « رماه فاشواه » معنايش اين است كه او را پرت كرد و دست و پايش را خرد ساخت . اين گفتار راغب بود « 1 » . و كلمه « ايعاء » كه مصدر « أوعى » است وقتى در مورد مال استعمال مىشود ، به معناى نگهدارى آن در وعاء - ظرف - است . پس اينكه فرمود : « كلا » ، خواست آرزوى نجات از عذاب به وسيله دادن فداء را رد كند ، و در بيان علت اين رد فرموده : * ( « إِنَّها لَظى » ) * و حاصل اين تعليل اين است كه جهنم آتشى است شعله ور ، كه اعضاء و جوارح واردين خود را مىسوزاند ، كار آن اين است كه مجرمين را مىطلبد تا عذابشان كند ، پس با فديه دادن از مجرمين بر نمىگردد ، حال آن فديه هر چه مىخواهد باشد . بنا بر اين ، معناى جمله * ( « إِنَّها لَظى » ) * اين است كه : دوزخ آتشى است كه صفتش
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « شوى » .