السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

92

تفسير الميزان ( فارسي )

را توصيف مىكرد ، و مىفرمايد : وقتى مكذبين به تو ، پيرو هواهاى نفسانى باشند ، و در نتيجه انذارها سودى به حالشان ندهد و عبرتها و مواعظ به خرجشان نرود ، تو هم از ايشان روى بگردان و اصرارى بر دعوتشان مورز . راغب مىگويد : انكار ، ضد عرفان است ، و براى اظهار اينكه من فلانى را نمىشناسم ، هم گفته مىشود : « أنكرت فلانا » ، و هم گفته مىشود : « نكرت فلانا » ، و اصل معناى اين كلمه اين است كه چيزى وارد بر قلب شود كه قلب تصورش را نكرده باشد ، و اين خود نوعى جهل است ، و در قرآن كريم آمده : « فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْه نَكِرَهُمْ - وقتى ديد دستشان به غذا نمىرسد ناشناس تشخيصشان داد » . و نيز مىگويد : كلمه « نكر » هم به معناى زيركى است و هم به معناى امرى دشوار است ، كه اذهان آن را نمىشناسد « 1 » . گفتار در بيان حال مكذبين در برابر حكمت بالغه اى كه به ايشان القاء مىشود ، و مواعظى كه به عنوان انذار گوشزدشان مىگردد در جمله « * ( فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ) * » تمام مىشود ، و از جمله « * ( يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ ) * » مجددا به قسمتى ديگر از آن مواعظى كه قبلا داشت پرداخته حال و وضع مكذبين در قيامت و حال و روز امتهاى مكذب گذشته را در لحن عتاب و توبيخ شديد ذكر مىكند ، در لحنى كه دلها را براى تنبه تكان مىدهد ، و ديگر عذرى براى اعراض اعراض كنندگان باقى نمىگذارد . پس بنا بر اين جمله * ( « يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ . . . » ) * كلامى است جداى از ما قبل خود ، كلامى است كه مىخواهد دوباره آن مواعظى را كه قبلا ذكر كرده بود در مقام جواب از سؤالى تقديرى از سر گيرد ، گويا بعد از آنكه فرمود : * ( « فَتَوَلَّ عَنْهُمْ » ) * شخصى پرسيده : خوب وقتى پيامبر از ايشان روى بگردانيد مال كار آنان چه بود ؟ فرمود : * ( « يَوْمَ يَدْعُ . . . » ) * ، يعنى حال عاقبت دنيايشان را كه گفتيم كه همان حال امثال آنان از قوم نوح و عاد و ثمود و ديگران بود ، چون اينها بهتر از آنها نيستند ، و اما حال آخرتشان در روزى كه دعوت كننده دعوت مىكند . . . و بنا بر اين ظرف در جمله « يوم يدع » متعلق است به جمله اى كه به زودى مىآيد ، و مىفرمايد : « يخرجون » و معنايش اين است كه : روزى كه دعوت كننده به چيزى نديده و نشناخته دعوت مىكند ، همه از قبرها خارج مىشوند . . . و ممكن هم هست متعلق به جمله اى تقديرى باشد ، و تقدير كلام « اذكر يوم يدع الداعى - به ياد آر روزى را كه دعوت كننده دعوت مىكند » و حاصل كلام اين باشد كه به ياد آر آن روز را و حال ايشان را در آن

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « نكر » .