السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

85

تفسير الميزان ( فارسي )

صورت وقف در آورده باشد كه ديگر ورثه اش آن را به ارث نبرند . سوم سنت هدايتى كه باب كرده باشد و بعد از مرگش مردم به آن سنت عمل كنند و راه درست را بروند . و چهارم فرزند صالحى كه بعد از مردن خود او براى پدر استغفار كند « 1 » . مؤلف : اين سه روايت - كه البته در اين معنا روايات بسيار زياد ديگرى نيز از ائمه اهل بيت ( ع ) هست - در حقيقت ، سعى در آيه شريفه * ( « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » ) * را توسعه مىدهد ، كه قبلا هم به آن اشاره كرديم . و در اصول كافى به سند خود از سليمان بن خالد روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : خداى تعالى مىفرمايد : * ( « وَأَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى » ) * ، پس بايد از اين كلام اين نتيجه را هم گرفت كه وقتى رشته بگومگوها به خداى تعالى كشيده شد ، ديگر بايد دم فرو بست ، و در آن وادى قدم نگذاشت « 2 » . مؤلف : اين استفاده اى كه امام از آيه مذكور كرده ، در حقيقت توسعه اى است كه در معناى انتهاء داده است . و نيز در همان كتاب به سند خود از ابى عبيده حذاء روايت كرده كه گفت : امام ابو جعفر ( ع ) به من فرمود : اى زياد زنهار از خصومتها بپرهيز ، كه خصومت آدمى را به مرض شك مبتلا مىكند ، و عمل انسان را حبط و بىاثر مىسازد ، و صاحبش را هلاك مىكند ، و اى بسا يك كلمه از زبان او در آيد ، كه به جرم آن ديگر آمرزيده نشود ، آرى در گذشته نيز مردمى بودند كه علم آن وظايفى كه داشتند رها كردند ، و به طلب علمى برخاستند كه ربطى به وظائفشان نداشت ، و در نتيجه بگومگوهايشان به خدا منتهى شد ، و در آن مساله دچار حيرت شدند ، به طورى كه اگر يكى از آنها را از جلو صدا مىزدند او به عقب سر خود بر مىگشت كه ببيند كيست كه صدايش مىزند ، و يا از عقب سر صدايش مىزدند ، او به شخصى كه پيش رويش بود پاسخ مىداد ، و نيز مىگويد : در روايتى ديگر فرمود : در زمين سرگردان شدند « 3 » و در الدر المنثور است كه : ابو الشيخ از ابو ذر روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : در خلقت ( كه آثار صنع خدا است هر چه مىخواهيد ) تفكر بكنيد ، ولى در خود خدا تفكر مكنيد ، كه هلاك مىشويد « 4 » .

--> ( 1 ) خصال ، ج 1 ، ص 151 ، ح 184 . ( 2 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 92 ، ح 2 . ( 3 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 92 ، ح 4 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 130 .