السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
73
تفسير الميزان ( فارسي )
شريفه * ( « وَأَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى » ) * ، و آيه شريفه * ( « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » ) * است . * ( « أفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى وَأَعْطى قَلِيلًا وَأَكْدى » ) * كلمه « تولى » ( با ياء كه مصدر فعل تولى ، با الف ، است ) به معناى اعراض است ، و مراد از آن در اينجا بقرينه آيه بعدى اعراض از انفاق در راه خداست ، و كلمه « اعطاء » به معناى انفاق و كلمه « اكداء » - مصدر فعل أكدى - به معناى قطع اعطا و ترك انفاق است ، و حرف « فاء » كه بر سر جمله « أفرأيت » در آمده به خاطر همان مطلبى است كه قبلا خاطر نشان ساختيم و گفتيم كه آيات اين فصل فرع و نتيجه گيرى از آيات فصل قبلى است . و معناى آيه مورد بحث اين است كه : به من خبر ده از آن كسى كه از انفاق اعراض كرد ، و مال اندكى انفاق نموده و ديگر از انفاق دست برداشت . * ( « أعِنْدَه عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرى » ) * ضميرهاى اين جمله به همان شخص كه از انفاق اعراض كرده بود بر مىگردد ، و استفهام در آيه انكارى است ، و معنايش اين است كه آيا او علم غيب دارد كه در نتيجه بداند رفيقش كه گناهش را گردن گرفته در قيامت اگر وى عذابى داشته باشد بجاى او عذاب مىكشد ؟ مفسرين « 1 » جمله را اينطور معنا كردهاند ، ولى از ظاهر آيه بر مىآيد كه منظور اين است كه بفرمايد : او نسبت به حال آينده اش در دنيا علم غيب ندارد ، و معنايش اين است كه آيا او كه دست از انفاق كشيده علم غيب دارد كه اگر به انفاق خود ادامه دهد اموالش تمام مىشود و به فقر مبتلا مىگردد ؟ و اينكه گفتيم ظاهر آيه اين است براى اين بود كه آن معنايى كه مفسرين ارائه داده بودند معنايى است كه آيه * ( « أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى » ) * متعرض آن است . * ( « أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى » ) * منظور از « صحف موسى » تورات و از « صحف ابراهيم » همان كتابى است كه بر ابراهيم نازل شده بود ، و اگر به صيغه جمع از آن تعبير كرد ، براى اين است كه صحف هر يك از اين دو بزرگوار يكى دو تا نبوده بلكه اجزايى بسيار داشته است . و كلمه « توفيه » كه مصدر فعل « وفى » است به معناى آن است كه حق صاحب حق را تمام و كمال بپردازى ، و توفيه ابراهيم ( ع ) اين بود كه آن جناب هر حق بندگى كه به عهده داشت تمام و كامل ادا كرد و به بهترين وجه هم ادا كرد ، كه خداى تعالى در
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 427 .