السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

7

تفسير الميزان ( فارسي )

بسترش آتش افروخته مىشود . * ( « إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ ما لَه مِنْ دافِعٍ » ) * اين آيه ، جواب سوگند سابق است ، و مراد از عذابى كه از واقع شدنش خبر مىدهد عذاب روز قيامت است ، همان عذابى كه كفار تكذيب كننده آيات خداى را ، به آن تهديد مىكرد ، هم چنان كه آيه بعدى هم به آن اشاره مىكند و مىفرمايد : روزى كه آسمان به سرعت به حركت در مىآيد ، و جمله * ( « ما لَه مِنْ دافِعٍ » ) * دلالت دارد بر اينكه اين عذاب از امورى است كه قضايش رانده شده و گريزى از وقوعش نيست ، هم چنان كه در جاى ديگر ، همين معنا آمده مىفرمايد : « وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَأَنَّ اللَّه يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ » « 1 » . * ( « عَذابَ رَبِّكَ » ) * - اگر عذاب را به رب رسول خدا ( ص ) نسبت داده و فرموده است « عذاب پروردگارت » ، با اينكه مىتوانست بفرمايد : « عذاب اللَّه - عذاب خدا » براى اين است كه رسول خدا ( ص ) را عليه آنهايى كه دعوتش را تكذيب كردند تاييد نمايد و آن جناب را دلگرم كند كه پروردگارش در چنين روزى خوارش نمىسازد ، و بىياورش نمىگذارد . هم چنان كه همين مضمون را در جاى ديگر آورده مىفرمايد : « يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّه النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه » « 2 » . * ( « يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً وَتَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً » ) * كلمه « يوم » ظرف است براى جمله * ( « إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ » ) * ، مىفرمايد عذاب مذكور در چنين روزى و در چنين ظرفى محقق مىشود . و كلمه « مور » - به طورى كه در مجمع البيان « 3 » آمده - به معناى تردد و آمد و رفت چيزى چون دود است ، هم چنان كه دود در فضا مىپيچد و آمد و شد مىكند تا از بين برود . راغب هم قريب به اين معنى را بيان كرده و گفته : « به معناى جريان سريع است » « 4 » . به هر حال در اين آيه شريفه ، اشاره اى است به درهم پيچيده شدن عالم آسمانها كه در آيه شريفه « إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ » « 5 » و آيه شريفه

--> ( 1 ) به درستى كه قيامت آمدنى است ، هيچ شكى در آن نيست ، و به درستى خدا همه آنهايى را كه در قبورند مبعوث خواهد كرد . سوره حج ، آيه 7 . ( 2 ) روزى كه خداى تعالى پيغمبر و همراهانش و پيروانش راى خوار نمىسازد . سوره تحريم ، آيه 8 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 163 . ( 4 ) مفردات راغب ، ماده « مور » . ( 5 ) هنگامى كه آسمان شكافته و ستارگان غبارى پراكنده مىشوند . سوره انفطار ، آيه 1 و 2 .