السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

40

تفسير الميزان ( فارسي )

او رسول را آن قدر بالا برد كه بيش از دو كمان و يا كمتر فاصله نماند ( 9 ) . در آنجا بود كه جبرئيل به بنده خدا وحى كرد آنچه را كه كرد ( 10 ) . قلب پيامبر آنچه كه ديده بود صادق بود ( 11 ) . با اينكه خدا بر صدق او شهادت مىدهد شما مشركين مىخواهيد با اصرار خود او را در آنچه ديده در شك بيندازيد ؟ ! ( 12 ) . با اين كه او را يك بار ديگر ديده بود ( 13 ) . نزد سدره منتهى ( 14 ) . كه جنت الماوى آنجاست ( 15 ) . و هنگامى ديده بود كه آنچه بر سدره احاطه داشت آن را پوشانده بود ( 16 ) . چشم او نه به كجى گراييده بود ، و نه در ديدن طغيان كرده بود ، ( تا در نتيجه چيزى را ديده باشد كه حقيقت نداشته باشد ) ( 17 ) . و چطور ممكن است چشم او دچار كژبينى و طغيان شده باشد با اينكه آيات چندى از آيات كبراى پروردگارش را ديده بود ( 18 ) . بيان آيات غرض اين سوره يادآورى اصول سه گانه اسلام ، يعنى وحدانيت خداى تعالى در ربوبيت ، معاد و نبوت است ، ولى اول به مساله نبوت پرداخته ، وحيى را كه به رسول خدا ( ص ) شده تصديق و توصيف نموده ، آن گاه متعرض مساله توحيد مىشود ، و بتها و شركاى مشركين را به بليغترين وجهى نفى مىكند ، آن گاه به مساله سوم پرداخته وضع منتهى شدن خلقت و تدبير عالم به خداى تعالى و زنده كردن مردگان و خنداندن و گرياندن و اغناء و اقناء و تعذيب و دعوت و انذار را توصيف نموده ، گفتار را با اشاره به مساله معاد و امر به سجده و عبادت ختم مىكند . و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده ، و نبايد به سخن بعضى « 1 » كه گفته‌اند : بعضى از آياتش و يا همه آنها در مدينه نازل شده ، گوش داد . اين حرف كجا و آن كجا كه بعضى « 2 » گفته‌اند : اين سوره اولين سوره اى است كه رسول خدا ( ص )

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 170 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 44 .