السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

33

تفسير الميزان ( فارسي )

خيلى قبل از جنگ بدر نازل شده ، ولى چه كنيم كه از سياق آيات دور است . * ( « أَمْ لَهُمْ إِله غَيْرُ اللَّه سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * نه ، بلكه مىگوييم : نكند معبودى به غير از خدا سراغ دارند - سبحان اللَّه - خدا منزه است از آنچه مشركين برايش درست مىكنند ، چون اگر غير از خدا معبودى ديگر مىداشتند بايد همان معبود ، خالق و مدبر ايشان باشد ، و ديگر احتياجى به خداى سبحان نداشته باشند ، تا چه رسد به اينكه محتاج به پذيرفتن دعوت رسول او باشند ، و بايد آلهه آنان عذابى را كه خدا مكذبين را با آن تهديد كرده و رسولش بدان انذار كرده از ايشان دفع كنند . و جمله * ( « سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * ، تنزيه خداى تعالى است از اينكه شريكى برايش باشد ، آن چنان كه مشركين ادعا مىكنند ، و كلمه « ما » در جمله « ما يشركون » ، مصدريه است ، و به جمله چنين معنا مىدهد : خداى تعالى منزه از شرك ايشان است . * ( « وَإِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ » ) * كلمه « كسف » - به كسره كاف و سكون سين - به معناى قطعه است ، و كلمه « مركوم » به معناى غليظ و متراكم است كه روى هم افتاده باشد . و معناى آيه اين است كه : كفرى كه دارند و اصرارى كه بر تكذيب دعوت حقه مىورزند ، به حدى رسيده كه اگر قطعه اى از آسمان را ببينند كه دارد بر سرشان فرود مىآيد مىگويند : نه ، اين آسمان نيست ، بلكه ابرى است غليظ و روى هم افتاده ، به هيچ وجه نشانه عذاب نيست . بنا بر اين ، آيه مورد بحث نظير آيه « وَلَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيه يَعْرُجُونَ لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا » « 1 » خواهد بود .

--> ( 1 ) و اگر درى از آسمان به رويشان باز كنيم ، و شروع كنند از آن در به آسمان بالا روند ، باز هم ايمان نمىآورند و مىگويند قطعا چشم ما عوضى مىبيند . سوره حجر ، آيه 14 و 15 .