السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
30
تفسير الميزان ( فارسي )
2 - آيا اين تكذيب كنندگان ، بدون مبدأ حياتى و مثل جمادات خلق شدهاند تا امر و نهى و تكليفى متوجهشان نباشد ؟ « 1 » . 3 - آيا اينان بدون علت و پديد آورنده اى ، و بدون غرض و هدفى ، و بدون ثواب و عقابى خلق شدهاند كه به سخنان قرآن گوش نمىدهند ؟ « 2 » . 4 - آيا اينان به باطل خلق شدهاند تا حساب و كتاب و امر و نهيى در كارشان نباشد ؟ « 3 » . اين وجوهى بود كه در معناى آيه ذكر كردهاند ، ولى وجهى كه ما آورديم هم به لفظ آيه نزديكتر است ، و هم عمومىتر است ، چون تكذيب كنندگان ، نسبت به عموم بشر بافته اى جدا تافته ، فرض مىشوند . * ( « أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ » ) * - و يا اينكه خودشان خود را آفريدهاند ؟ و در نتيجه مخلوق خداى سبحان نيستند تا خدا به تربيت آنان پرداخته با اوامر و نواهى خود ، امورشان را تدبير كند ؟ * ( « أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَالأَرْضَ بَلْ لا يُوقِنُونَ » ) * يعنى نه ، بلكه اينطور مىپرسيم كه : مگر اين آقايان همه عالم را آفريدهاند ؟ و در نتيجه خودشان ارباب و آلهه عالم هستند ، و در نتيجه شانشان أجل از اين شده كه كس ديگرى را بندگى كنند و زير بار تكاليف عبوديت بروند ، نه ، هيچ يك از اينها نيست ، بلكه تنها مرضشان اين است كه مردمى بىيقين هستند . * ( « أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ » ) * يعنى نه ، باز هم طور ديگر مىپرسيم ، و آن اين است كه مىگوييم : نكند خزانه هاى پروردگار تو نزد ايشان است كه هر كسى را كه ايشان پيغمبر كنند پيغمبر است ، و چون تو را پيغمبر نمىدانند تو پيغمبر نيستى ؟ ! * ( « أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ » ) * - اصل كلمه « مصيطرون » از سيطره - با سين - است ، چيزى كه هست گاهى سين آن را به صاد قلب مىكنند و « سيطره » به معناى غلبه و قهر است ، و معناى جمله اين است كه : نه ، اين بار مىگوييم نكند كه اين تكذيب كنندگان بر خدا هم غالبند ، و آن چنان بر او سيطره دارند كه اگر او نبوت و رسالت به تو روزى كرده مىتوانند آن را از تو سلب كنند ؟
--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 37 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 168 .