السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
20
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَأَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ » ) * اين آيه پاره اى از لذات و نعمتهاى اهل بهشت را كه به طور اجمال در آيه قبلى نام آنها را برد و فرمود : * ( « كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئاً . . . » ) * بطور تفصيل بيان مىكند . و كلمه « امداد » به معناى آوردن چيزى است به طور دائم و پشت سر هم ، كه البته هم در خير استعمال مىشود ، مانند آيه مورد بحث كه مىفرمايد : پشت سر هم و لا ينقطع ميوه و گوشت از هر نوعش كه بخواهند برايشان مىفرستيم ، و هم در شر و عذاب استعمال مىشود ، مانند آيه شريفه « وَنَمُدُّ لَه مِنَ الْعَذابِ مَدًّا » « 1 » . و معناى آيه اين است كه : ما اهل بهشت را به ميوه و هر گوشتى كه ميل داشته باشند روزى مىدهيم ، يك روزى پشت سر هم و ساعت به ساعت و لا ينقطع . * ( « يَتَنازَعُونَ فِيها كَأْساً لا لَغْوٌ فِيها وَلا تَأْثِيمٌ » ) * « تنازع در كاس » به معناى به يكديگر تعارف نمودن و اجتماع كردن بر تناول آن است ، و « كاس » به معناى قدح است ، كه البته وقتى به قدح كاس گفته مىشود كه در آن شراب باشد . و مراد از « لغو » ، سخن لغوى است كه از شرابخواران دنيا سر مىزند . و « تاثيم » به معناى آن است كه شخصى را گناهكار كنى ، كه اين نيز از آثار شرابهاى دنيا است كه شرابخوار را گناهكار مىكند . و همين كه فرمود : « در آن قدحها لغو و تاثيم نيست » ، قرينه است بر اينكه منظور از كاس كه بر سر آن تنازع مىكنند قدح شراب است ، اما شرابى كه آثار زشت شراب دنيا را ندارد . * ( « وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ » ) * مراد از « طواف كردن غلمان در پيرامون بهشتيان » آمد و شد آنان براى خدمت است . بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : اينكه بطور نكره فرمود : « غلمان لهم - غلمانى كه دارند » و نفرمود : « غلمانهم - غلمانشان » ، براى اين است كه شنونده توهم نكند مراد از آن غلمان همان خدمتكارانى هستند كه در دنيا داشتند ، و بفهماند كه غلمان نيز مانند حور از مخلوقات بهشتيند ، كه از شدت زيبايى و صفا و حسن مانند لؤلؤاى هستند كه از ترس دستبرد اجانب در گنجينه اش جاى مىدهند .
--> ( 1 ) پشت سر هم و به نوعى استمرار عذاب برايش فراهم مىكنيم . سوره مريم ، آيه 79 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 34 .