السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

15

تفسير الميزان ( فارسي )

الابد اين عمل ، عمل آن عامل است ، پس به همين جهت اگر در ظرف قيامت عمل به صورت آتش جلوه كند ، تا ابد به جان عامل خود مىافتد ، و اگر هم بگوييم تقدير كلام « انما تجزون جزاء ما كنتم تعملون » است ، باز هم اين ملازمه صحيح است ، و معنايش اين است كه ما از جايى ديگر آتش نياورده‌ايم ، و اين آتش جزاى اعمال شما و آثار همان كارهايى است كه مىكرديد . * ( « إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ » ) * كلمه « جنت » به معناى بستانى است كه درختان ، آن را پوشانده باشد ، ( چون از ماده « جن » گرفته شده كه به معناى ستر است ) ، و كلمه « نعيم » به معناى نعمت بسيار است . و معناى آيه اين است كه : مردم با تقوا و آنها كه در زندگى از خدا پروا دارند در روز قيامت در بستانها سكونت مىكنند ، و نعمتى فراوان بر آنان احاطه دارد . * ( « فاكِهِينَ بِما آتاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقاهُمْ رَبُّهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ » ) * كلمه « فاكهه » كه « فاكهين » از آن گرفته شده ، به معناى مطلق ميوه است . و بعضى « 1 » گفته‌اند : به معناى همه ميوه ها ، به جز انگور و انار است ، وقتى گفته مىشود « فلان تفكه و يا فلان فكه » هم معنايش اين است كه ميوه را به يكديگر دادند ، و هم اين است كه آن را تناول كرد ، و در آيه شريفه به هر دو معنا تفسير شده . بعضى « 2 » گفته‌اند : يعنى اهل بهشت با يكديگر در باره نعمتهايى كه خداى تعالى به ايشان داده با هم گفتگو مىكنند . و بعضى « 3 » ديگر معنا كرده‌اند به اينكه : ميوه و فاكهه هايى را كه خدا به ايشان داده مىگيرند . بعضى « 4 » هم گفته‌اند : معنايش اين است كه : از آن احسانها كه پروردگارشان به ايشان مىكند لذت مىبرند . و برگشت اين معنا به همان معناى اول است . بعضى « 5 » هم گفته‌اند : معنايش اين است كه : از آن چه خدا به ايشان داده شگفتى مىكنند . كه شايد برگشت اين هم به معناى دوم باشد . و اگر كلمه « ربهم » را در جمله اى كوتاه دوباره آورد ، براى اين است كه بفهماند پروردگارشان به ايشان عنايتى دارد .

--> ( 1 و 2 و 3 ) مفردات راغب ، ماده « فكه » . ( 4 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 410 . ( 5 ) تفسير قرطبى ، ج 17 ، ص 165 .