السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
12
تفسير الميزان ( فارسي )
بيان آيات اين آيات نشانه كسانى را كه اين عذاب بر سرشان مىآيد بيان مىكند ، عذابى كه در آن و در وقوعش هيچ شكى نمىتوان كرد ، و حال آن اشخاص را در آن روز بيان مىكند ، و غرض اصلى اين سوره همين است - هم چنان كه قبلا هم خاطر نشان كرديم - اما اينكه در اين ميان نامى هم از متقين مىبرد و شرح حالى از آنان بيان مىكند از باب تطفل « 1 » است ، و مىخواهد انذار و تهديد كفار را تاكيد كند . * ( « فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ » ) * اين جمله تفريع و نتيجه گيرى از آيات قبل است كه از وقوع حتمى عذاب قيامت سخن مىگفت ، مىفرمايد : وقتى مطلب از اين قرار بود ، و هيچ مفرى از وقوع عذاب نبود ، پس واى به حال كسى كه اين عذاب بر سرش آيد كه مسلم آنها دروغگويانند يعنى واى به حال كسى كه آيات خداى را تكذيب مىكند ، كه قدر متيقن از جهنميان ، همينها هستند . پس ، اين جمله به دلالت التزامى دلالت دارد بر اينكه معذبهاى روز قيامت مكذبين در دنيا هستند ، و به دلالت مطابقى دلالت دارد بر اينكه حال آن روزشان واويلاست . ( به عبارت ساده تر اينكه آيه شريفه صريحا نمىفرمايد مكذبين داخل آتش مىشوند ، ليكن چيزى در باره آنان مىگويد كه لازمه اش دخول در آتش است ، و آن اين است كه واى به حال مكذبين ) . ممكن هم هست تقدير كلام را اينطور بگيريم كه وقتى مسلم شد كه اين عذاب واقع شدنى است ، و مسلم نخست شامل حال مكذبين مىشود ، چون آنها هستند كه به خدا كفر مىورزند و روز قيامت را تكذيب مىكنند ، پس واى به حال ايشان از آن روز ، در نتيجه جمله اى كه دلالت مىكند بر عذاب مكذبين جمله « عذاب ربك » است ، براى اينكه عذاب خدا كسى را مىگيرد كه خدا او را دعوت كند ، و او اجابت ننمايد و دعوتش را تكذيب كند . * ( « الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ » ) * كلمه « خوض » به معناى دخول در سخن باطل است . راغب مىگويد : خوض عبارت است از ورود در آب و عبور كردن در آن ، ولى به طور استعاره در ورود در امور و كارها نيز
--> ( 1 ) تطفل اين است كه مطلبى را كه خيلى مربوط به غرض از كلام نيست به مناسبتى در كلام بياورند .