السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

94

تفسير الميزان ( فارسي )

براى رفع ظلم مقاومت مىكنند . پس اين آيه با جمله قبلى كه مىفرمود : « و چون خشم مىگيرند عفو مىكنند » منافات ندارد ، براى اينكه مقاومت در برابر ظلم و جلوگيرى از اينكه در اجتماع رخنه يابد بر هر كسى كه قدرت بر آن داشته باشد به حكم فطرت واجب است ، هم چنان كه فرموده : « وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ » « 1 » و نيز فرموده : « فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّه » « 2 » . * ( « وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها . . . » ) * اين آيه حكم مظلوم را كه طلب يارى مىكند بيان مىنمايد كه چنين كسى در انتصار خود مىتواند در مقابل ستمگر رفتارى چون رفتار او داشته باشد كه چنين تلافى و انتقامى ظلم و بغى نيست . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اگر تلافى مظلوم ، ظلم و بغى نيست چرا آيه مورد بحث آن را هم « سيئة » خوانده ؟ بعضى در پاسخ از آن گفته‌اند : چون در مقابل سيئه ستمگر قرار گرفته ، هم چنان كه قرآن كريم در جاى ديگر فرموده : « فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْه بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ » « 3 » . زمخشرى در پاسخ گفته : از اين رو هر دو عمل را سيئه و بد خوانده كه با هر كس چنان رفتار شود ناراحتش مىكند ، ظالم با ظلم خود مظلوم را ناراحت مىكند و مظلوم هم با انتقام خود ظالم را ، پس در آيه شريفه حقيقت معناى كلمه رعايت شده . البته اين نكته را هم گنجانده كه مجازات ظلم ظالم بايد مثل آن باشد ، نه بيشتر ، كه در اين صورت عملى است پسنديده و گر نه عمل زشتى خواهد بود « 4 » . * ( « فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُه عَلَى اللَّه » ) * - وعده جميلى است به كسانى كه به جاى انتقام عفو و اصلاح مىكنند . و ظاهرا مراد از اصلاح اين باشد كه مظلوم بين خود و پروردگارش را اصلاح كند . بعضى « 5 » هم گفته‌اند : مراد از اصلاح ، اصلاح بين خود و ظالم بر خويش است ، به

--> ( 1 ) و چون از شما مىخواهند كه در دين ياريشان كنيد بر همه شما واجب است يارى كردن . سوره انفال ، آيه 72 . ( 2 ) پس با آن طرف كه ستمگر است بجنگيد ، تا به امر خدا برگردد . سوره حجرات ، آيه 9 . ( 3 ) پس هر كس به شما ظلم كرد ، شما هم به او ظلم كنيد به مثل آن ظلمى كه او به شما كرده . سوره بقره ، آيه 194 . ( 4 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 229 . ( 5 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 47 .