السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
8
تفسير الميزان ( فارسي )
شك در كتاب به ميان آمده ، و يا عبارتى كه همين معنا را مىرساند . با در نظر گرفتن اين شباهتها ممكن است آدمى حدس بزند كه بين اين حروف و مضامين سوره اى كه با اين حروف آغاز شده ارتباط خاصى باشد ، مؤيد اين حدس آن است كه مىبينيم سوره اعراف كه با « المص » آغاز شده ، مطالبى را كه در سوره هاى « الم » و سوره « صاد » هست در خود جمع كرده . و نيز مىبينيم سوره رعد كه با حروف « المر » افتتاح شده ، مطالب هر دو قسم سوره هاى « الم » و « المر » را دارد . از اينجا استفاده مىشود كه اين حروف رموزى هستند بين خداى تعالى و پيامبرش كه معناى آنها از ما پنهان است و فهم عادى ما راهى به درك آنها ندارد ، مگر به همين مقدار كه حدس بزنيم بين اين حروف و مضامينى كه در سوره هاى هر يك آمده ارتباط خاصى هست . و چه بسا اگر اهل تحقيق در مشتركات اين حروف دقت كنند ، و مضامين سوره هايى را كه بعضى از اين حروف در ابتداى آنها آمده با يكديگر مقايسه كنند ، رموز بيشتر برايشان كشف شود . و اى بسا كه معناى آن روايتى هم كه اهل سنت از على ( ع ) نقل كردهاند همين باشد ، و آن روايت - بطورى كه در مجمع البيان آمده - اين است كه آن جناب فرمود : « براى هر كتابى نقاط برجسته و چكيده اى است ، و چكيده قرآن حروف الفباء است » « 1 » . * ( « كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّه الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * . . . * ( الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ » ) * مقتضاى اينكه گفتيم محور اصلى غرض اين سوره بيان وحى و تعريف حقيقت آن و اشاره به هدف آن و نتائجى كه دارد مىباشد ، اين است كه اشاره با كلمه « كذلك » اشاره به شخص وحى باشد يعنى وحى خصوص اين سوره به رسول خدا ( ص ) ، در نتيجه تعريف مطلق وحى نيز هست ، چون مطلق وحى را تشبيه كرده به وحيى كه به آن اشاره نموده ، و به مخاطب نشان داده ، در نتيجه مضمون آيه مثل اين مىشود كه بگوييم انسان مثل زيد است ، در اينجا نيز مىفرمايد : وحى بطور كلى مثل وحى همين سوره است . و بنا بر اين ، جمله * ( « إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ » ) * در معناى اين است كه فرموده باشد « اليكم جميعا » يعنى نظير وحى اين سوره ، به همه شما امتهاى بشرى وحى مىشد . و اگر
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 1 ، ص 32 .