السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
555
تفسير الميزان ( فارسي )
بحث روايتى در تفسير قمى است كه پدرم از ابن ابى عمير از جميل از امام صادق ( ع ) روايت كرد كه در معناى آيه * ( « وَالذَّارِياتِ ذَرْواً » ) * فرمود : ابن الكواء از امير المؤمنين ( ع ) پرسيد : اين آيه چه معنا دارد ؟ حضرت فرمود : منظور از « ذاريات » باد است . و از * ( « فَالْحامِلاتِ وِقْراً » ) * پرسيد . فرمود : ابر است . و از * ( « فَالْجارِياتِ يُسْراً » ) * پرسيد . فرمود : كشتيها است . از * ( « فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً » ) * پرسيد . فرمود : ملائكه است « 1 » . مؤلف : اين حديث از طرق اهل سنت هم روايت شده ، و روح المعانى آن را آورده « 2 » . و در الدر المنثور است كه عبد الرزاق ، فاريابى ، سعيد بن منصور ، حارث ابن ابى اسامه ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم و ابن انبارى - در كتاب المصاحف - و حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) و بيهقى - در شعب الايمان - از چند طريق از على ابن ابى طالب روايت كردهاند كه فرمود : * ( « وَالذَّارِياتِ ذَرْواً » ) * بادها است ، * ( « فَالْحامِلاتِ وِقْراً » ) * ابرها است ، * ( « فَالْجارِياتِ يُسْراً » ) * كشتيها است ، * ( « فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً » ) * ملائكه است « 3 » . و در مجمع البيان مىگويد : امام باقر و امام صادق ( ع ) فرمودند : براى احدى جايز نيست سوگند بخورد مگر به خدا . و خدا به هر يك از مخلوقاتش بخواهد مىتواند سوگند بخورد « 4 » . و در الدر المنثور است كه ابن منيع از على بن ابى طالب روايت كرده كه شخصى از آن جناب از آيه « * ( وَالسَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ ) * » سؤال كرد ، فرمود : يعنى داراى خلقتى زيبا است « 5 » . مؤلف : نظير اين روايت را صاحب مجمع البيان نيز آورده ، به اين عبارت كه بعضى گفتهاند : يعنى داراى حسن و زينت است - نقل از على ( ع ) « 6 » - و در جوامع الجامع اينطور آورده : و از على ( ع ) نقل شده كه فرمود : منظور حسن و زينت آسمان است « 7 » . و در بعضى از اخبار ، آيه * ( « إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ يُؤْفَكُ عَنْه مَنْ أُفِكَ » ) * بر مساله ولايت تطبيق شده « 8 » .
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 327 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 2 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 111 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 153 . ( 5 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 112 . ( 6 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 153 . ( 7 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 122 ، به نقل از جوامع الجامع . ( 8 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 329 .