السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
522
تفسير الميزان ( فارسي )
مشغول به خودش است ، نه مىفهمد چه مىگويد و نه مىفهمد اطرافيانش در باره اش چه مىگويند . و اگر آمدن سكره موت را مقيد به قيد « حق » كرد ، براى اين است كه اشاره كند به اينكه مساله مرگ جزء قضاهاى حتمى است كه خداى تعالى در نظام عالم رانده ، و از خود مرگ غرض و منظور دارد ، هم چنان كه از آيه « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنا تُرْجَعُونَ » « 1 » كه تفسيرش در همان سوره گذشت - نيز اين معنا استفاده مىشود ، چون مىفهماند منظور از ميراندن همگى شما آزمايش شما است . و مردن عبارت است از انتقال از يك خانه به خانه اى كه بعد از آن و ديوار به ديوار آن قرار دارد ، و اين مرگ و انتقال حق است ، همانطور كه بعث و جنت و نار حق است . اين معنايى است كه از كلمه « حق » مىفهميم ولى ديگران اقوالى ديگر دارند ، كه فائده اى در نقل آنها نيست . و جمله * ( « ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْه تَحِيدُ » ) * اشاره است به اينكه انسان طبعا از مرگ كراهت دارد ، چون خداى تعالى زندگى دنيا را به منظور آزمايش او در نظرش زينت داده و خودش فرموده : « إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَإِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً » « 2 » . * ( « وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ » ) * اين انتقال دومى است كه مردگان را به عالم قيامت و جاودانه منتقل مىكند ، هم چنان كه نفخه اول مردم را مىميراند و به عالم برزخ مىبرد . و مراد از نفخ صور در اينجا يا نفخه دوم است و يا مجموع هر دو نفخه است ، و خواسته است از مطلق نفخه ياد كند . و مراد از روز وعيد ، روز قيامت است كه خداى تعالى تهديدهايى را كه در دنيا به مجرمين از بندگانش مىكرد ، منجز مىسازد . * ( « وَجاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهِيدٌ » ) * كلمه « سياقه » كه مصدر « سائق » است ، به معناى وادار كردن حيوان به راه رفتن است ، كه در اين صورت راننده در عقب حيوان قرار دارد ، و حيوان را مىراند . به عكس « قيادت » كه به معناى كشيدن حيوان از جلو است .
--> ( 1 ) سوره انبياء ، آيه 35 . ( 2 ) ما زندگى زمينى را به وسيله آنچه كه در روى زمين است در نظر شما زينت داده و دلفريبش كرديم تا شما را بيازماييم كه كدام يك بهتر عمل مىكنيد و ما به زودى همين زينتها را از نظرتان مىاندازيم آن چنان كه خاك خشك در نظرتان بىجلوه است . سوره كهف ، آيه 7 و 8 .