السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
518
تفسير الميزان ( فارسي )
كرديم ، اين قدرت و علم ما هنوز باقى است و چيزى از آن كم نشده ، پس ما عاجز از خلقتى جديد و اينكه خلقت دنيايى عالم را به خلقتى ديگر مبدل كنيم نيستيم ، پس ديگر در قدرت ما نبايد شك كرد ، ولى كفار در همين شك دارند و با داشتن شك نمىتوانند به آخرت و خلقت جديد ما ايمان بياورند . * ( « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ وَنَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِه نَفْسُه وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » ) * راغب مىگويد : كلمه « وسوسه » به معناى خطور افكار زشت در دل است ، و اصل آن از « وسواس » است كه به معناى صداى زيور آلات زنان ، و نيز به معناى آهسته سخن گفتن است « 1 » . و مراد از خلقت انسان ، وجود تدريجى او است كه مدام تحول مىپذيرد و وضع جديد به خود مىگيرد ، نه تنها تكوين در اول خلقتش . هر چند كه تعبير در آيه تعبير گذشته است ، چون فرموده « * ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ ) * - ما انسان را خلق كرديم » ولى از آنجايى كه انسان - و همچنين هر مخلوق ديگر كه حظى از بقاء دارد - همانطور كه در ابتداى به وجود آمدنش محتاج به پروردگار خويش است ، همچنين در بقاء خود نيز محتاج به عطاى او است . و به خاطر همين نكته اى كه گفته شد ، جمله * ( « وَنَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِه نَفْسُه » ) * - كه علم خدا در آن به صيغه مضارع آمده كه مفيد استمرار است - عطف شده بر جمله * ( « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ » ) * كه به صيغه ماضى آمده ليكن مفيد استمرار است . و همچنين جمله * ( « وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » ) * كه آن نيز مفيد ثبوت و دوام و استمرار است به استمرار وجود انسان . و معنايش اين است كه : ما انسان را خلق كرديم و ما همواره تا هستى او باقى است از خاطرات قلبيش آگاهيم ، و نيز همواره از رگ قلبش به او نزديكتريم . و اين آيه شريفه از اين جهت كه بر علم و قدرت خداى تعالى در خلقت اول احتجاج مىكند به اينكه پس بر خلقت جديد هم قادر است ، متصل به آيه قبل است كه مىفرمود : « أفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ . . . » و نيز از جهتى ديگر كه سخن از وسوسه قلبى انسان دارد ، اتصالى هم به آيه قبل دارد كه مىفرمود : * ( « بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ » ) * . پس آيه مورد بحث در سياقى قرار دارد كه مىفهماند خداى تعالى قادر بر خلقت انسان و عالم به وضع او است حال يا بدون واسطه يا با وساطت فرشتگان حفيظ و نويسنده .
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « وسوس » .