السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

503

تفسير الميزان ( فارسي )

با اينكه ما مىدانيم كه زمين از ايشان چه مقدار كم مىكند و نزد ما كتابى است كه ( از خطر اشتباه و يا حوادث ) محفوظ است ( 4 ) . بلكه اينان با حق دشمنى دارند و آن را هر چه باشد تكذيب مىكنند پس ايشان در امرى حيرت آورند ( با اينكه حق را تشخيص مىدهند باز انكار مىكنند ) ( 5 ) . مگر تا كنون سر بلند نكرده و به آسمان بالاى سر خود نگاهى نينداخته‌اند كه چگونه آن را بنا كرديم و آن را با ستارگان زينت داديم ( 6 ) . و مگر زمين زير پاى خود را نديدند كه گسترده اش كرديم و كوه هاى ريشه دار در آن جايگزين كرديم و در آن از هر صنف گياه مسرتانگيز رويانديم ( 7 ) . تا مايه بصيرت و تذكر هر بنده اى باشد كه دائما به سوى ما توبه مىآورد ( 8 ) . و از آسمان ، آبى پر بركت نازل كرديم و به دنبالش باغها و دانه هاى درو كردنى رويانديم ( 9 ) . درختان خرماى بلند با ميوه هاى روى هم چيده ( 10 ) . تا رزق بندگان باشد ، هم چنان كه با آن آب پر بركت شهرى مرده را زنده كرديم زنده كردن انسانها نيز اين طور است ( 11 ) . قبل از اين كفار ، قوم نوح و اصحاب رس و ثمود تكذيب كردند ( 12 ) . و همچنين عاد و فرعون و مردم لوط ( 13 ) . و اصحاب الايكه و قوم تبع كه همه آنان رسولان را تكذيب كردند و تهديد خدا در باره شان محقق شد ( 14 ) . بيان آيات اين سوره مساله دعوت اسلام را بيان مىكند . و به آنچه در اين دعوت است اشاره مىكند ، يعنى انذار به معاد و انكار مشركين به معاد ، و تعجبى كه از آن داشتند كه بعد از مردن و بطلان شخصيت آدمى و خاك شدنش چگونه دوباره زنده مىشود و به همان صورت و وضعى كه قبل از مرگ داشت برمىگردد ؟ آن گاه تعجب آنان را رد مىكند به اين كه علم الهى محيط به ايشان است ، و كتاب حفيظ كه هيچ يك از احوال خلقش و هيچ حركت و سكون آنها - چه خردش و چه كلانش - از قلم آن كتاب نيفتاده نزد او است . آن گاه اين منكرين را تهديد مىكند به اينكه اگر به راه نيايند بر سرشان همان خواهد آمد كه بر سر امتهاى گذشته و هلاك شده آمد .