السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
477
تفسير الميزان ( فارسي )
ايمان غير از حب و بغض است . آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود : * ( « حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمانَ . . . » ) * « 1 » . و در مجمع البيان است كه بعضى گفتهاند : كلمه « فسوق » به معناى كذب است - نقل از ابن عباس و ابن زيد ، و نيز منقول از امام ابى جعفر ( ع ) « 2 » . مؤلف : در اين معنا روايات ديگرى نيز هست . و در كافى به سند خود از على بن عقبه از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : مؤمن برادر مؤمن ، و چشم او و راهنماى او است . به او خيانت و ظلم نمىكند ، او را فريب نمىدهد ، و اگر وعده اى به او داد خلف وعده نمىكند « 3 » . مؤلف : و در معناى اين حديث روايات ديگرى از آن جناب نقل شده كه در بعضى از آنها به جاى مؤمن فرموده : مسلمان برادر مسلمان است ، او را ظلم نمىكند ، و اگر ديگران به او ظلم كنند بى ياورش نمىگذارد ، و نيز دنبال سر او بدگويى نمىكند « 4 » . و در كتاب محاسن به سند خود از ابى حمزه ثمالى از امام ابى جعفر باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : مؤمن برادر مؤمن است ، برادر پدرى و مادريش ، براى اينكه خداى عز و جل مؤمن را از طينت باغهاى آسمانى آفريده ، و از باد و بوى جنان بر او دميده و به همين جهت مؤمن ، برادر پدرى و مادرى مؤمن است « 5 » . و در الدر المنثور است كه احمد ، بخارى ، مسلم ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن مردويه و بيهقى - در كتاب سنن - از انس روايت كردهاند كه گفت : شخصى به رسول خدا ( ص ) عرضه داشت چه خوب بود سرى به عبد اللَّه بن ابى ( وى بزرگ منافقين بود ) بزنى . رسول خدا ( ص ) بدون درنگ بر الاغى سوار شد و مسلمانان هم با او به راه افتادند ، و راهى كه مىبايد طى مىكردند زمينى خشك و شوره زار بود ، همين كه رسول خدا ( ص ) به عبد اللَّه و همفكرانش رسيد عبد اللَّه گفت : دور شو از من ، به خدا سوگند بوى الاغت ناراحتم كرد . مردى از انصار گفت : به خدا سوگند الاغ رسول خدا ( ص ) خوشبوتر از تو است . بعضى از ياران عبد اللَّه به حمايت او برخاسته و بعضى از ياران رسول خدا
--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 125 ، ح 5 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 133 . ( 3 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 166 . ( 4 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 167 ، ح 11 . ( 5 ) محاسن ، باب 4 ، ص 134 ، ح 12 .