السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
464
تفسير الميزان ( فارسي )
خداى سبحان در اين آيه اصل عمل به خير را كه اصلى است عقلايى امضاء كرده ، چون اساس زندگى اجتماعى بشر به همين است كه وقتى خبرى را مىشنوند به آن عمل كنند ، چيزى كه هست در خصوص خبر اشخاص فاسق دستور فرموده تحقيق كنيد ، و اين در حقيقت نهى از عمل به خبر فاسق است ، و حقيقت اين نهى اين است كه مىخواهد از بى اعتبارى و عدم حجيت خبر فاسق پرده بردارد ، و اين هم خودش نوعى امضاء است ، چون عقلا هم رفتارشان همين است كه خبر اشخاص بىبندوبار را حجت نمىدانند ، و به خبر كسى عمل مىكنند كه به وى وثوق داشته باشند . توضيح اينكه : حيات آدمى حياتى است علمى ، و انسان سلوك طريق زندگىاش را بر اين اساس بنا نهاده كه آنچه به چشم خود مىبيند ، به همان عمل كند ، حال چه خير باشد و نافع و چه شر باشد و مضر . و چون ما يحتاج زندگىاش و آنچه مربوط و متعلق به زندگى او است منحصر در ديدنيها و شنيدنيهاى خودش نيست بلكه بيشتر آنها از حيطه ديد و علم او غايب است ، ناگزير مىشود كه بقيه حوائج خود را كه گفتيم از حيطه علم او غايب است از راه علم ديگران تكميل و تتميم كند ، علمى كه ديگران با مشاهده و يا با گوش خود بدست آوردهاند ، و اين همان خبر است . پس اعتماد به خبر به اين معنا است كه عملا ترتيب اثر به آن بدهيم و با مضمون آن تا حدى معامله علمى بكنيم كه گويا خود از راه مشاهده بدست آوردهايم ، و اين همان طورى كه گفتيم لازمه زندگى اجتماعى انسان است ، و احتياج ابتدايى او است ، و بناى عقلا و مدار عملكرد آنان بر قبول خبر ديگران است . حال اگر خبرى كه به ما مىدهند متواتر باشد يعنى از بسيارى آورندگان آن براى انسان يقين آور باشد و يا اگر به اين حد از كثرت نيست حد اقل همراه با قرينه هايى قطعى باشد كه انسان نسبت به صدق مضمون آن يقين پيدا كند ، چنين خبرى حجت « 1 » و معتبر است .
--> ( 1 ) معناى اينكه مىگوييم حجت است ، اين است كه اگر به آن خبر عمل كرديم و اتفاقا اشتباه بود ، هيچ مرجعى نمىتواند ما را مؤاخذه كند كه چرا چنين كردى ، مىگوييم چون همه چنين گفتند ، و نمىتواند بگويد چرا به خبر همه عمل كردى چون مىگوييم يقين بدرستى گفته هايشان داشتيم . و نيز اگر ما به آن خبر عمل نكنيم و اتفاقا خبر صحيحى بود ، هر مرجعى مىتواند ما را مؤاخذه كند كه چرا آن عمل را انجام ندادى و نمىتوانيم بگوييم چون خودم به چشم نديدم و به گوش نشنيدم ، زيرا مىگويد خبر قطعى داشتى ، پس خبر متواتر و خبر توأم با قرائن قطعى خبرى است كه هم من مىتوانم در برابر هر مرجعى به آن احتجاج كنم ، و هم مراجع مربوطه مىتوانند عليه من به آن خبر احتجاج كنند ، اين است معناى حجت . مترجم .