السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
44
تفسير الميزان ( فارسي )
لام در جمله « فلذلك » لام تعليل است . و بعضى گفتهاند لام به معناى « الى » است و معناى جمله اين است كه : پس به سوى همين دينى كه برايتان تشريع شده دعوت كن ، و در ماموريت پايدارى نما . كلمه « و استقم » امر از استقامت است كه به گفته راغب « 1 » به معناى ملازمت طريق مستقيم است ، و جمله * ( « وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ » ) * به منزله تفسير كلمه * ( « اسْتَقِمْ » ) * است . * ( « وَقُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّه مِنْ كِتابٍ » ) * - در اين جمله مىفرمايد : بگو به تمامى كتابهايى كه خدا نازل كرده ايمان دارم . و در تصديق و ايمان به كتب آسمانى مساوات را اعلام كن . و معلوم است كه مراد از كتب آسمانى كتابهايى است كه مشتمل بر شريعتهاى الهى است . * ( « وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ » ) * - بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : لام در جمله « لاعدل » لام زائد است كه تنها خاصيت تاكيد را دارد ، نظير لام در « لنسلم » در جمله « وَأُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ » « 3 » . و معناى جمله مورد بحث اين است كه : و من مامور شدهام بين شما عدالت برقرار كنم ، يعنى همه را به يك چشم ببينم ، قوى را بر ضعيف و غنى را بر فقير و كبير را بر صغير مقدم ندارم ، و سفيد را بر سياه و عرب را بر غير عرب و هاشمى را و يا قرشى را بر غير آنان برترى ندهم . پس در حقيقت دعوت متوجه به عموم مردم است و مردم همگى در برابر آن مساويند . پس جمله * ( « آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّه مِنْ كِتابٍ » ) * مساوى دانستن همه كتابهاى نازله است از حيث اينكه بايد همه ايمان آورند . و جمله * ( « وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ » ) * مساوى دانستن همه مردم است از حيث اينكه همه را بايد دعوت كرد ، تا متوجه شرعى كه نازل شده بشوند . بعضى « 4 » ديگر از مفسرين گفتهاند : لام در جمله * ( « لأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ » ) * لام تعليل است و معناى آن اين است : اين كه من مامور شدهام بدانچه مامور شدهام بدين جهت بوده كه بين شما عدالت برقرار كنم . و نيز در باره عدالت بعضى « 5 » گفتهاند : مراد از آن ، عدالت در داورى است . بعضى ديگر « 6 » گفتهاند : عدالت در حكم است . و بعضى « 7 » ديگر معناى ديگرى كردهاند ، ليكن همه
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « قوم » . ( 2 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 24 . ( 3 ) و مامور شدهايم تسليم رب العالمين باشيم . سوره انعام ، آيه 71 . ( 4 و 5 و 6 و 7 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 24 .